آیا ایرانیها ترجمه را با توجه به زیست جهان های خودشان فهمیده اند؟
سوال این است که آیا در ایران آنچنان که در غرب، کانادا، چین و ... به ترجمه پرداختهاند پرداخته شده است؟
جواب یک کلمه است و آن نه!!
سوال را میتوان طور دیگر مطرح کرد:
آیا ایرانیها ترجمه را آنچنان که باید در زیستجهان خودی، انسانی، فردی، فرهنگی، اجتماعی خود دریافتهاند؟( منظور از زیست جهان جهانی است که انسانها در آن می زیند چه جهان درون خودشان چه جهان بیرون خودشان)
جواب باز هم یک کلمه است و آن نه!!
زیرا ایرانی ها بیشتر در زیست جهان خارج از خودشان زندگی می کنند تا زیست جهان داخل خودشان بخاطر همین کمتر فکر می توانند بکنند. زیرا تنها در زیست جهان داخل انسان تفکر امکان پذیر است)
نتایج تحقیقات اینترنتی من نشان میدهد
از 217 مقاله ای که در مجله ی مطالعات ترجمه چاپ شده یا در رساله ها و کتابها و مقالاتی که درباره ی مطالعات ترجمه نوشته شده تقریباً در 100% موارد از منابع خارجی بیشتر استفاده شده تا منابع داخلی؟ حال این برای ما چه معنایی دارد؟
آیا خارجی ها چند درصد از آثار ما بهره میبرند؟
چندین دلیل برای این نوع "تفکر ترجمه ای یا تقلید" میتوان برشمرد؟اما پیشتر خوب است آن را با دلایلی چند اثبات کنم.
مثلاً در مطالعات ترجمه -منظورم رشته ی مطالعات ترجمه است- آنچنان که همه تقریباً میپذیرند کمتر کسی تحقیقات علمی-عینی درباره ی مترجمان انجام داده است.
از 217 مقاله ای که در مجله ی مطالعات ترجمه چاپ شده فقط در 6
مقاله حدوداً مطالبی درباره ی مترجمان آمده که مستقیماً به ترجمه متن توسط آنان اشاره نشده است!
در ایران مخصوصاً غالب تحقیقات بر خود "ترجمه" بعنوان "ابژه ی تحقیقی" پرداخته اند و "مترجم" را نادیده گرفته اند.
همچنین از حدود 750 پایان نامه ای که عنوان ترجمه یا مترجم در آنها بود تنها 7 پایان نامه در عنوان یا کلیدواژه کلمه ی "مترجم" داشته اند که از این 7 رساله دو مورد مربوط به رشته های مهندسی است
عنوان: پيادهسازي يك مترجم نحوي انگليسي به فارسي با استفاده از روش تجزيه چارت (Chart)
نام دانشجو: سليماني، علي
استاد راهنما: قاسمثاني، غلامرضا
موضوع ها: مهندسي كامپيوتر | فني و مهندسي
کليدواژه ها: روش تجزيه چارت | نحو فارسي | نحو انگليسي | ترجمه | الگوريتم تجزيه | زبان طبيعي
دانشگاه: دانشگاه صنعتي شريف
دانشکده: دانشكده مهندسي كامپيوتر
سال اخذ مدرک: 1375
و عنوان: پيادهسازي مترجم خود زمانبند دلتا
نام دانشجو: كاظمي، هومن
استاد راهنما: پارسا، سعيد
موضوع ها: مهندسي كامپيوتر | فني و مهندسي
کليدواژه ها: پيادهسازي | مترجم (كامپيوتر) | مترجم خود زمانبند دلتا
دانشگاه: دانشگاه علم و صنعت ايران ، دانشكده مهندسي كامپيوتر
سال اخذ مدرک: 1378
و یک مورد
عنوان: تصحيح مترجم آثارالبلاد و اخبارالعباد
نام دانشجو: شاهمرادي، محمد
موضوع ها: زبان و ادبيات فارسي | علوم انساني
کليدواژه ها: آثارالبلاد و اخبارالعباد
دانشگاه: دانشگاه تهران
دانشکده: دانشكده ادبيات و علوم انساني
سال اخذ مدرک: 1364
که هیچ ربطی به مترجم به آن معنا که مدنظر ماست ندارند. و آن 4 تا در سال 88 و 89 دفاع شده
سه تا در دانشگاه علامه و یکی در
نام دانشجو: عباسي محقق،حسين
عنوان: تبيين رويكرد مقصد محور توري بر مجموعه آثار ترجمه شده يك مترجم فارسي زبان: مطالعه موردي آثار ترجمه شده عبدالله كوثري
استاد راهنما: افتخارزاده،افسانه
دانشگاه: دانشگاه دريانوردي و علوم دريايي چابهار
دانشکده: دانشکده مديريت
سال اخذ مدرک: 1389
چنانچه استاد ملانظر هم (در ای میل شخصی بنده) اشاره کردند:
"این چرخش به سمت مطالعه "مترجمان" قبلاً صورت گرفته است. پایان نامه های جدید به این سمت رفته است و مقالاتی نیز در این مورد وجود داشته است. مثلاً همین ترم پایان نامه ای دارم که بر اساس مصاحبه های مترجمان (بیش از 500 مورد) در ده سال اخیر، ارزشهای بیان شده مترجمان در 4 دسته "برای کسب وجهه اجتماعی" را بررسی کرده است!"
همچنین از حدود 750 پایان نامه ای که عنوان ترجمه یا مترجم در آنها بود حدود 104 پایان نامه مربوط به ترجمه دفاع شده است.
نمی گویم اصلاً باید تمام تحقیقات را درباره ی مترجمان انجام داد اما در ایران برعکس است!
این بی هیچ نظر شخصی نشان می دهد که محققان کمتر توجه به مترجم کرده اند مثلاً اینکه چرا او مترجم شده است؟
آیا ملاکهایی برای انتخاب آثار برای ترجمه دارد؟
آیا می داند خوانندگان آثار او کی هستند؟ آیا دوست ندارد نظرات آنها را بداند؟
چرا حتماً باید چیزی در خارج مد شود یا ساخته شود بعداً ما بفهمیم که خوب است – البته اگر واقعاً ... و آن موقع در ایران هم دنبالش برویم؟
مگر خودمان هیچ توانایی و استعدادی نداریم؟
چرا وقتی یک ایرانی چیزی می گوید زود او را سرکوب و مسخره می کنیم؟ یا حرفش را نشنیده و فراموش می کنیم؟
ادامه خواهد داشت