بخشهایی از نقد کتاب گفت¬وگو با مترجمان، سیروس علی¬نژاد، چ1، 1388، نشر آگاه
نقدی بر کتاب گفتوگو با مترجمان، سیروس علینژاد، چ1، 1388، نشر آگاه
بشیر باقی
وقتی کتاب را یافتم با اشتیاق و بدون نگاهی به محتویات و بخاطر نامهای بزرگانی که روی جلد آن بود آن را خریدم. وقتی مقدمه را خواندم با چنین مطالبی روبرو شدم :بحث ترجمه به طور مستقیم با بحث تجدد در ایران در ارتباط است"... "تجدد در ایران به تمامی وامدار ترجمه است و اگر کم وکاستی هایی در تجدد ما مشاهده میشود، ناشی از کم وکاستی های ترجمه و درست منتقل نکردن آراء و افکار دیگران در طول صد سال گذشته، یا دست کم به تمامی منتقل نکردن آنهاست(ص،7)"... "ترجمه به گشودگی جامعه ی بسته ایران در تمام زمینه ها و بیشتر از آن در گشودگی افکار منجمدشده ی ما تأثیر اندازه نگرفتنی برجای گذاشته"(ص،10)...؛ بدین ترتیب و با خوشحالی از اینکه بالاخره کسی پیدا شده تا مسائلی جدید را پیگیری کند منتظر سوالاتی شدم تا این مسائل موشکافی و ریشه یابی شوند مثلاً انتظار داشتم مولف از مترجمان بپرسد برای به سامان کردن وضع مترجمان و ترجمه، که این همه موثر بوده اند و هستند، در زمینه های مختلف چه ها باید کرد؟ زیرا بحث ترجمه چنانکه خود مولف هم بدان پی برده با بحث اندیشه پیوندهایی تنگاتنگ دارد "امروز هم اگر صحنه ی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران از اندیشه های گوناگون موج میزند، این موج حاصل ترجمه ی افکار دیگران، به ویژه غربیان است (ص،9)"... "شاید تمام اندیشه های هموارکننده ی راه ناهموار مدرنیته را بتوان حاصل ترجمه و آشنایی با افکاری دانست که در صد سال اخیز از طریق ترجمه از آن ِ ما شده است"(ص،10)؛ اما سوالاتی که در تقریباً بیست صفحه با هر کدام از هفت مترجم مورد مصاحبه پرسیده شده از این نوع هستند: ...