تدریس ترجمه به صورت مکتبی برای اولین بار در ایران و شاید جهان: حضوری و اینترنتی

مژده به تمامی کسانی که می خواهند مترجم شوند (کتاب، مقاله، فیلم و غیره ترجمه کنند)

مفتخرم اعلام کنم برای اولین بار بعد از سالها که در ایران مثلاً در زندان ترجمه بصورت مکتبی تدریس می شد

تدریس ترجمه به روش و سبک مکتبی را آغاز نموده ام

هم اکنون بیش از 3 سال است که در این بار مستقیم و غیرمستقیم تحقیق می کنم و به طراحی این روش

مشغول هستم. بزودی بخشی از جزییات چگونگی اجرا آن را برای شما محققان و علاقمندان عزیز ارائه خواهم

نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره ی 09376277845 تماس بگیرید.

موفق باشید


آیا ایرانیها ترجمه را با توجه به زیست جهان های خودشان فهمیده اند؟

سوال این است که آیا در ایران آنچنان که در غرب، کانادا، چین و ... به ترجمه پرداخته­اند پرداخته شده است؟

جواب یک کلمه است و آن نه!!

سوال را می­توان طور دیگر مطرح کرد:

آیا ایرانیها ترجمه را آنچنان که باید در زیست­جهان خودی، انسانی، فردی، فرهنگی، اجتماعی خود دریافته­اند؟( منظور از زیست جهان جهانی است که انسانها در آن می زیند چه جهان درون خودشان چه جهان بیرون خودشان)

جواب باز هم یک کلمه است و آن نه!!

زیرا ایرانی ها بیشتر در زیست جهان خارج از خودشان زندگی می کنند تا زیست جهان داخل خودشان بخاطر همین کمتر فکر می توانند بکنند. زیرا تنها در زیست جهان داخل انسان تفکر امکان پذیر است)

نتایج تحقیقات اینترنتی من نشان می­دهد

از 217 مقاله ­ای که در مجله ­ی مطالعات ترجمه چاپ شده یا در رساله ­ها و کتابها و مقالاتی که درباره­ ی مطالعات ترجمه نوشته شده تقریباً در 100% موارد از منابع خارجی بیشتر استفاده شده تا منابع داخلی؟ حال این برای ما چه معنایی دارد؟

آیا خارجی ها چند درصد از آثار ما بهره می­برند؟

چندین دلیل برای این نوع "تفکر ترجمه ­ای یا تقلید" می­توان برشمرد؟

اما پیشتر خوب است آن را با دلایلی چند اثبات کنم.

مثلاً در مطالعات ترجمه -منظورم رشته ی مطالعات ترجمه است- آنچنان که همه تقریباً می­پذیرند کمتر کسی تحقیقات علمی-عینی درباره ­ی مترجمان انجام داده­ است.

از 217 مقاله ­ای که در مجله ­ی مطالعات ترجمه چاپ شده فقط در 6

مقاله حدوداً مطالبی درباره ی مترجمان آمده که مستقیماً به ترجمه متن توسط آنان اشاره نشده است!

در ایران مخصوصاً غالب تحقیقات بر خود "ترجمه" بعنوان "ابژه­ ی تحقیقی" پرداخته ­اند و "مترجم" را نادیده گرفته­ اند.

همچنین از حدود 750 پایان نامه ای که عنوان ترجمه یا مترجم در آنها بود تنها 7 پایان نامه در عنوان یا کلیدواژه کلمه ی "مترجم" داشته اند که از این 7 رساله دو مورد مربوط به رشته های مهندسی است

عنوان: پيادهسازي يك مترجم نحوي انگليسي به فارسي با استفاده از روش تجزيه چارت (Chart)
نام دانشجو: سليماني، علي
استاد راهنما: قاسمثاني، غلامرضا
موضوع ها: مهندسي كامپيوتر | فني و مهندسي
کليدواژه ها: روش تجزيه چارت | نحو فارسي | نحو انگليسي | ترجمه | الگوريتم تجزيه | زبان طبيعي
دانشگاه: دانشگاه صنعتي شريف
دانشکده: دانشكده مهندسي كامپيوتر
سال اخذ مدرک: 1375

و عنوان: پيادهسازي مترجم خود زمانبند دلتا
نام دانشجو: كاظمي، هومن
استاد راهنما: پارسا، سعيد
موضوع ها: مهندسي كامپيوتر | فني و مهندسي
کليدواژه ها: پيادهسازي | مترجم (كامپيوتر) | مترجم خود زمانبند دلتا
دانشگاه: دانشگاه علم و صنعت ايران ، دانشكده مهندسي كامپيوتر
سال اخذ مدرک: 1378

و یک مورد

عنوان: تصحيح مترجم آثارالبلاد و اخبارالعباد

نام دانشجو: شاهمرادي، محمد
موضوع ها: زبان و ادبيات فارسي | علوم انساني
کليدواژه ها: آثارالبلاد و اخبارالعباد
دانشگاه: دانشگاه تهران
دانشکده: دانشكده ادبيات و علوم انساني
سال اخذ مدرک: 1364

که هیچ ربطی به مترجم به آن معنا که مدنظر ماست ندارند. و آن 4 تا در سال 88 و 89 دفاع شده

سه تا در دانشگاه علامه و یکی در

نام دانشجو: عباسي محقق،حسين
عنوان: تبيين رويكرد مقصد محور توري بر مجموعه آثار ترجمه شده يك مترجم فارسي زبان: مطالعه موردي آثار ترجمه شده عبدالله كوثري
استاد راهنما: افتخارزاده،افسانه
دانشگاه: دانشگاه دريانوردي و علوم دريايي چابهار
دانشکده: دانشکده مديريت
سال اخذ مدرک: 1389

چنانچه استاد ملانظر هم (در ای میل شخصی بنده) اشاره کردند:

"این چرخش به سمت مطالعه "مترجمان" قبلاً صورت گرفته است. پایان نامه های جدید به این سمت رفته است و مقالاتی نیز در این مورد وجود داشته است. مثلاً همین ترم پایان نامه ای دارم که بر اساس مصاحبه های مترجمان (بیش از 500 مورد) در ده سال اخیر، ارزشهای بیان شده مترجمان در 4 دسته "برای کسب وجهه اجتماعی" را بررسی کرده است!"

همچنین از حدود 750 پایان نامه ای که عنوان ترجمه یا مترجم در آنها بود حدود 104 پایان نامه مربوط به ترجمه دفاع شده است.


نمی گویم اصلاً باید تمام تحقیقات را درباره­ ی مترجمان انجام داد اما در ایران برعکس است!

این بی هیچ نظر شخصی نشان می دهد که محققان کمتر توجه به مترجم کرده اند مثلاً اینکه چرا او مترجم شده است؟

آیا ملاکهایی برای انتخاب آثار برای ترجمه دارد؟

آیا می داند خوانندگان آثار او کی هستند؟ آیا دوست ندارد نظرات آنها را بداند؟

چرا حتماً باید چیزی در خارج مد شود یا ساخته شود بعداً ما بفهمیم که خوب است – البته اگر واقعاً ... و آن موقع در ایران هم دنبالش برویم؟

مگر خودمان هیچ توانایی و استعدادی نداریم؟

چرا وقتی یک ایرانی چیزی می گوید زود او را سرکوب و مسخره می کنیم؟ یا حرفش را نشنیده و فراموش می کنیم؟

ادامه خواهد داشت

حالا باید آموزشی ها و ادبیاتی ها رو سرازیر کنیم بسمت ترجمه پس تخصصی شدن یعنی چه؟

با سلام

مطلب ذیل را یکی از دوستان فرستادند:

سلام

خوب هستید آقای باقی؟
خوبه که اینطور از مترجمی دفاع میکنید.
اما چند وقت پیش مطلبی ر خوندم که دانشجویان آموزش و ادبیات حق شرکت در کنکور دکترای مترجمی ر دارن و اونوقت ما داریم میجنگیم و انتقاد میکنیم از تربیت مترجمان و تخصصی شدن ترجمه.بچه های آموزش و ادبیات هیچ چیزی راجع به نگرانی های ترجمه نمیدونن اما حالا که جامعه از ادبیات و آموزش اشباع شده و نقطه روشنی برای دانشجویان ترجمه(با راه اندازی دکترای ترجمه) ایجاد شده، حالا باید آموزش ها و ادبیات ها ر سرازیر کنن بسمت ترجمه.
یه مطلب درباره ی این بنویسید و اگه بشه با دکتر حیدری و امامی هم بحث کنیم تا بتونیم طی یک بیانیه مانع این بشیم که سیاست ، ترجمه ر اسیر بکنه...
منتظر جواب شما هستم
فقط هر چه زودتر تا بتونیم جلوی این فاجعه ر بگیریم

آیا می دانید کدام مترجمان وبلاگ یا سایت دارند؟

آیا می دانید کدام مترجمان وبلاگ یا سایت دارند؟

داریوش آشوری

اسدالله امرائی 

دکتر ناصر فکوهی

و ؟

Translatorography

Translatorography is the same as ethnography of translators, in which the scholar should investigate the hidden parts of translator(s) which effects translation process from selecting a work to translate to its publishing.
It is worth researching first because translators are those who produce the end-products, so they can be (un)consciously a social agent in every time every country up to some degree.

امروزه می توانیم وقتهای مرده مان را با کتاب شنوی بگذرانیم

در راستای گسترش انس با کتاب از جمله قرآن نهج البلاغه و ... می توانیم وقتهای مرده مان را با کتاب شنوی بگذرانیم.

کافی است در گوگل اسم کتاب یا کتابهای مورد نظر تان را جستجو کنید

مثلاْ دانلود کتاب صوتی غزلهای حافظ و ...

برخی از سایتهای خارجی

http://freeclassicaudiobooks.com

www.librivox.org

 

Research Project Suggestion

:

Comparison as a Process of Translation

تدریس و ترجمه آنلاین با ارسال از طریق ای میل

با سلام و خدا قوت و تبریک سال نو

در بعضی رشته ها مثل علوم اجتماعی و فرهنگی، ادبیات، زبانشناسی،

مطالعات ترجمه، حقوق،سیاست ترجمه می کنم


ضمناً تدریس آنلاین زبان انگلیسی پذیرفته میشود

منظور از تدریس آنلاین، تدریس زبان انگلیسی از طریق ارسال دروس به صورت هفتگی از طریق ای میل

می باشد که بر اساس اطلاعاتی دریافتی از متقاضی و تعیین سطح معلومات زبانی ایشان مرحله اولیه شروع

درس ایشان توسط متخصصین مربوطه معین می گردد.


با آرزوی موفقیت

اگر بدنبال تعاریفی جدید از ترجمه هستید؟

يكي از نخستين و مهمترين پيامدهاي رويارويي جامعه ي ايران با غرب، تأسيس مدارس و مراكز آموزشي نوين بوده است. به موازات اين تلاش، تهيه ي مواد علمي و آموزشي جديد، نيازي اساسي و گريزناپذير بوده است. از آن جا كه اين نظام آموزشي نوين، تفاوتي بنيادين با نظام آموزشي سنتي ايراني داشته، بسياري از متون درسي مورد نياز بايد از جوامع غربي و از طريق ترجمه تأمين مي شده است.

آیا می توانید تصور کنید به جز ترجمه کردن چه چیزهای دیگری پشت قضیه است؟

چرا ما مجبور شدیم ترجمه کنیم و نه برعکس؟

بازیابی اهمیت سازمان مترجمان و ترجمه در آثار اساتید مطالعات ترجمه: شماره 1 :

بازیابی اهمیت سازمان مترجمان و ترجمه در آثار اساتید مطالعات ترجمه: شماره 1 :
گفتگوهایی با حسین ملانظر، استاد مطالعات ترجمه
وفاداری در ترجمه شوخی ای بيش نيست!

وقایع اجتماعی- سیاسی تا چه میزان، مطالعات ترجمه را تحت الشعاع قرار می دهد به عنوان مثال آیا واقعه ۱۱ سپتامبر تغییری در روند ترجمه ها ایجاد كرد به طوری
كه تاثیرگذار در تئوری های ترجمه باشد؟

به نظر می رسد در دو زمینه تغییراتی حاصل شده است، یكی نیاز به زبان های كشورهای اسلامی مثل پشتو، فارسی، عربی، اردو، كردی و سایر زبان های مسلمانان بیشتر شد.  تعداد زیادی از مترجمان این زبان ها در وزارت دفاع امریكا استخدام شده اند و این زبان ها آموزش داده می شوند. دوم اینكه بحث دستكاری در ترجمه به نفع یك ایدئولوژی رواج پیدا كرده، به وضوح ملموس است كه ترجمه در خدمت اهداف استكباری ابرقدرت ها قرار گرفته است. یعنی اینكه این قدرت ها موقعیت و بافت خاصی ایجاد می كنند كه ترجمه را به خدمت خود درآورده و جهان سوم و مسلمانان را تحت فشار قرار دهند. همه این ها در تئوری ترجمه تاثیرگذار بوده است...
به نظر می رسد جنبه هایی از مطالعات ترجمه می تواند توسط خاورمیانه بسط پیدا كند. مثلاً در مطالعات ترجمه بحث چندانی درباره نهضت ترجمه نمی بینید. نهضت ترجمه مفهومی است كه در خاورمیانه رشد كرده و غربی ها خیلی راجع به آن صحبت نمی كنند. این می تواند یكی از جنبه های خاص مطالعات ترجمه در شرق باشد. این تئوری، تئوری شرق است و می توان آن را نهضت ترجمه شرق نامید.

(همین جاست که بحث "جنگ نرم یا سرد" مطرح می شود آنچه نویسنده این وبلاگ در مقاله ی خود با عنوان "پیامدهای نبود سازمان مترجمان و ترجمه" مطرح کرده همین است؛ چرا که بهرحال در این آشفته بازار که هیچ سازمانی نظارتی ندارد و قانونی جلوی افراد "گماشته" را نمی گیرد افراد زیادی هستند که در برابر پیشنهادهای
پرپولی که می شود تاب نیاورده و ترجمه ی آثار مبتذل را می پذیرند.
"همین الآن هم معلوم نیست واقعاً کدام مترجم نماها آثار مبتذل و فسادگستر را با گرفتن پولهای کلان از چه دولتهایی ترجمه کرده باشند؟!!")

برای خواندن متن کامل مراجعه کنید به:
 http://www.motarjemonline.com/forum/showthread.php?543-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B8%D8%B1
یا مهدی مشایخی‎/ هدی زمانی
منبع: روزنامه ایران
--------------------------------------------------
بازیابی اهمیت سازمان مترجمان و ترجمه در آثار اساتید مطالعات ترجمه: شماره 1 :
گفتگوهایی با حسین ملانظر، استاد مطالعات ترجمه
رگ فرهنگ زیر تیغ مترجم

از «اوج گیری حركت ترجمه» به مثابه نهضت ترجمه یاد می شود.
در دوره هایی یك جامعه «به شدت» علاقه و نیاز به ترجمه پیدا می كند كه عموماً این دوره ها با تماس های علمی - فرهنگی همراه می شود. نهضت ترجمه به خودی خود اهمیتی ندارد. دلیل اهمیت آن، از این امر ناشی می شود كه پس از نهضت ترجمه دانش، علم و فرهنگی دیگر به طور وسیعی بومی می شود و تحت سیطره دانشمندان آن جامعه قرار می گیرد.
در تاریخ در چه دوره هایی شاهد نهضت ترجمه بوده ایم و چه كشورهایی متولی این نهضت ها بوده اند؟
در چند دوره تاریخی در جهان نهضت ترجمه را شاهد بوده ایم، یك دوره مربوط به زمانی می شود كه در ایران با تأسیس دانشگاه جندی شاپور همراه بوده است. در زمان ساسانیان، نسطوریان سریانی زبان و هندی ها در مركزی علمی به نام گندی شاپور در خوزستان گردآمدند و با ترجمه متون مختلف و شدت یافتن كار ترجمه توسط این دانشمندان نهضت ترجمه ای شكل گرفت. بعدها در دوره اسلامی عباسیان تحت تأثیر جندی شاپور و با الگوبرداری از آن نهضت ترجمه بغداد را ایجاد كردند. تحت تأثیر همین جریان بود كه دانش یونان و هند به ایران انتقال یافت. اما بعد از شكست صلیبیون در جنگ های صلیبی این جریان انتقال دانش وارونه شده و به اروپا سرازیر می شود. در جریان این شكست اروپائیان متوجه می شوند كه به لحاظ علمی از مسلمانان عقب هستند. بنابراین دست به ترجمه آثار مسلمانان می زنند. بدین ترتیب پس از خاموش شدن نهضت ترجمه بغداد، اسپانیا متولی انتقال دانش از كشورهای اسلامی به اروپا می شود. به تدریج اروپا از طریق نهضت ترجمه اسپانیا، نهضت علمی - فرهنگی وسیعی را پیش می برد كه دو- سه قرن ادامه پیدا می كند و منجر به رنسانس اروپا می شود....
شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و عللی كه باعث این اوج گیری می شود، چیست؟
«تماس های فرهنگی» می تواند یكی از علت های اوج گیری حركت ترجمه در یك جامعه باشد.
در دوره هایی «اعتقادات» حاكم درآن جامعه باعث این اوج گیری در حركت ترجمه می شد. به عنوان مثال در دوره ساسانیان حركت ترجمه از این اعتقاد نشأت می گرفت كه علم از طریق زرتشت به انسان منتقل شده است و پس از حمله اسكندر، نوادگان اسكندر كه سلوكیان بودند، علم را از چنگ ایرانیان درآوردند و به یونان و مقدونیه بردند. ساسانیان كه زرتشتی بودند بر پایه این اعتقاد خود، سعی بر این داشتند كه این علمی را كه از آنان ربوده و در دنیا پراكنده شده است دوباره در گنجینه خود در اوستا گردآورند و از این رو دست به ترجمه می زدند. در دوره اسلامی با این اعتقاد كه بر هر مسلمان واجب است كه به دنبال علم برود، به دنبال جمع آوری و ترجمه دانش بودند.
سومین علت اوج گیری در حركت ترجمه، «حامیان ترجمه» هستند. مثلاً خانواده برمكیان كه پرورده دو فرهنگ یونان و هند بودند، با نفوذی كه بر خلیفه عباسی داشتند او را به این مسیر هدایت كردند.
«تقابل اسلام با ادیان مسیحی و كلیمی» یكی از دلایلی است كه برای اوج گیری حركت ترجمه در بغداد ذكر می شود. مسلمانان در این دوره سعی می كردند با ترجمه كتاب های فلسفی و منطقی به دانش و استدلالی دست پیدا كنند تا بتوانند در برابر دیگر ادیان ادله و منطق كافی و قوی اقامه كنند.   
یكی از دلایلی كه عباسیان به ترجمه روی آوردند این بود كه عباسیان با رومیان در "جنگ" بودند و برای مقابله فرهنگی با روم كتاب های یونانی را از سرزمین های رومی می آوردند و ترجمه می كردند.
اگر بخواهم فهرست وار برخی علل اوج گیری ترجمه را كه تا حالا منتهی به نهضت ترجمه شده را برشمارم، این موارد است:
۱- نیاز، ۲- اعتقادات {از نویسنده وبلاگ: منظور اعتقادات دینی است} ۳- بستر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی حاكم، ۴- حامیان ترجمه، ۵- تماس و ارتباطات فرهنگی، دینی، ۶- دست یافتن به قدرت از طریق دراختیار گرفتن دانش.
اگر هزاران هزار كتاب و مطالب بی اثر ترجمه شود كه تأثیرگذار و جریان ساز در فرهنگ و علم جامعه نباشد نمی توان آن را نهضت ترجمه به شمار آورد.
به این اعتبار، می توان «نهضت ترجمه» را مقدمه ای برای «نهضت تولید علم» دانست؟
بله، قطعاً ترجمه می تواند مقدمه ای برای تولید علم باشد. در واقع با ترجمه ما پا روی داشته های دیگران می گذاریم. داشته های دیگران می تواند پله هایی برای رشد و تولید علم بومی ما باشد.

{ظاهراً تنها نهضت ترجمه ای که بخاطر اعتقادات دینی رخ داده همان نهضت طلایی ترجمه قرن دو سه چهار مسلمانان است.
شاید بتوان گفت رنسانس اروپا که نهضت ترجمه از عوامل اصلی رخداد آن بود بخاطر فهم انسان اروپایی به نادانی و یا ناخودآگاهی خود بوده باشد؛ یعنی بعد ازعواملی که باعث شد آنها بفهمند مسلمانان چقدر از جهات مختلف از آنها جلوتر بودند خود آنها بخاطر ظلمهای زیاد کلیسا فهمیدند که دنیا همین نیست و باید به دنبال مسائل و چیزهای بهتری هم بود؛ لذا شاید بتوان گفت خودآگاهی نسبی انسان اروپایی بخاطر آن ضعفهایی که در خود در مقایسه با دیگران= مسلمانان می دید و نیز ظلمهای کلیسا زودتر از خودآگاهی مسلمانان رخ داده و بخاطر همین است که علوم انسان یا تأسیس علومی که به انسان می پردازند اکثراً در غرب=اروپا ظهور کرده است.}


{باز اینجاست که می بینیم نقش "دانشگاه جندی شاپور" بعنوان سازمانی که حداقل باعث جمع شدن مترجمان شده و کارها از این طریق سامان بهتری یافته، نیز مطمئناً از کارهای تکراری جلوگیری کرده است؛ همانطور که در بالا استاد ملانظر اشاره کرده در اسپانیا نیز "تولدو" محل جمع شدن مترجمان و اندیشمندان شد و نهضت ترجمه طلایی قرن دو سه و چهار مسلمانان، نهضت ترجمه دوره قاجار و نهضت ترجمه قبل از رنسانس نشان می دهد که وجود سازمانهایی مثل "دانشگاه جندی شاپور" یا "بیت الحمکه" و آنچه امروز "مرکز پژوهشهای ترجمه" در دانشگاه علامه است خیلی زیاد در روند شروع، تکوین، و بعداً پیشرفت نهضت ترجمه بعد از انقلاب ِ ایران کمک خواهد کرد.}







آموزش و پرورش مترجم بعنوان نویسنده­ی متفکر در آینده

مقاله پذیرفته شده در همایش شیوه های آموزش ترجمه (۳۰آذر و ۱ دی ۱۳۸۹ دانشگاه علامه طباطبایی تهران)

آموزش و پرورش مترجم بعنوان نویسنده­ی متفکر در آینده

 بشیر باقی[1]

چکیده :

با توجه به اینکه در رشته­های مختلف علوم انسانی در ایران ضعفها و خلاءهای ریشه­ای داریم و تولید اصیل انسانی-ایرانی نداریم، نیز ترجمه­هایمان تصادفی صورت گرفته و قوانین خاصی ندارد، باید مترجم را که از سرمایه­های تفکرورز و تفکرساز جامعه است (البته نه تفکر اصیل) بعنوان راهی برای تولید تفکر اصیل، طوری که دیگران از ما ترجمه کنند، بهره بگیریم؛ در این مقاله خلاء اینچنین هدفی در برنامه­های آموزش مترجم در ایران، راهکارهای اصلاح این برنامه­ها و رسیدن به هدف اصلی یعنی تولید تفکر اصیل و اعمال آن در سطح کلان جامعه ارائه می­شود.

کلمات کلیدی: تفکر اصیل، ترجمه، مترجم، آموزش و پرورش، تفکر انتقادی

مقدمه

استقلال آکادمیک مطالعات ترجمه در اروپا و گسترش آن در نقاط دیگر دنیا، طوریکه پیم 1 تخمین می­زند حدود 350 برنامه­ی ترجمه­ی تخصصی در زمینه­های مختلف تدریس می­شوند، نشانه­ی برخورد نظام­مند و علمی کشورهای دیگر با پدیده یا (در ایران، بحرانی) به نام " ترجمه" است؛ با توجه به تعداد زیاد آثاری که در زمینه­های مختلف در دنیا منتشر می­شوند و کمبود مترجمان زبده و لایق و نیز محدودیت منابع طبیعی مثل کاغذ و ... برای انتشار آثار، لزوم بازسازی واحدهای درسی و تغییر تفکر نهادهای دولتی و غیردولتی درباره­ی ترجمه مشهود است، که این کار را باید دست­اندرکاران این رشته­ی نوپا هر چه زودتر انجام دهند؛ بنابراین، ابتدا مختصری به وضع موجود آموزش ترجمه در ایران می­پردازیم و کمی از راهکارهای اصلاح آنها را مطرح می­کنیم؛ پس سخن را کوتاه کردیم و منابع تکمیلی را برای خوانندگان علاقه­مند که می­خواهند اطلاعات بیشتری کسب کنند ذکر کردیم تا زودتر به موضوع اصلی برسیم.

آموزش ترجمه در ایران

با جستجوی اینترنتی دریافتیم اولاً تنها یک رساله با عنوان » بکارگيري مدل فرامتن تطبيقي در آموزش ترجمه تخصصي در محيط وب « ، حمید صادقیه، دانشگاه علامه در 1388 دفاع شده و حدود 28 مقاله در این بار نوشته­اند؛ این آمار نشان می­دهد در این حوزه به رغم اظهار نظرات اساتید مختلف مبنی بر کاستی­های برنامه­ی آموزشی و سیاستهای برنامه­ریزی هنوز کار جدی و اصولی انجام نگرفته و دست­اندرکاران نهادهای مختلف چندان که باید به اهمیت "مترجم و نقشی که از طریق ترجمه در تقویت یا تخریب اندیشه ابناء بشر می­تواند ایفا کند" واقف نیستند؛ مطمئناً بدون "سازمان مترجمان" که متخصصان رشته­های مختلف فعالیتهای علمی و عملی هدفمند نکنند، نمی­توان امید چندانی به بهبود وضعیت آموزش ترجمه بطور خاص و "ترجمه" بطور کلی، که در بعضی دانشگاهها بدون چارچوبهای نظری و عملی درست انجام می­شود بست و حرفها بی­نتیجه­ی عملی خواهد بود؛

راهکارها:

قوم­نگاری نوعی تحقیق علمی است که در آن محقق با روشهای علمی و عینی سعی می­کند بیطرفانه به نگاشتن عقاید، خصوصیتها، آداب و رسوم یک قوم بپردازد (Concise Oxford English Dictionary  →) که اغلب آن را از زیرشاخه­های  انسان­شناسی می­دانند؛ در این نوع تحقیق، نقش محقق حیاتی و عیان است و استفاده از روشهای کیفی جمع­آوری داده­ها مثل مصاحبه و مشاهده برای انجام آنها ضروری­ست. قوم­نگار تلاش می­کند تا به دنیای درونی اجتماع دست یابد تا آن را از دیدگاه افراد قوم بفهمد و بتواند افراد قوم را با تمامی پیچیدگی، خاص بودن و زیاد بودنشان به نحوی بیطرفانه تشریح کند (Hammersley, Atkinson →). به کار بردن چنین روشی در تحقیقات درباره­ی مترجمان نه تنها اطلاعاتی درباره­ی عمل و عکس­العمل مترجمان هنگام ترجمه می­دهد، بلکه راههای زیادی باز می­کند که می­توان از آنها با انجام تحقیقاتی بر ابژه­ی انسانی (مثلاً در آموزش مترجم) با رویکردهای نوین به نتایج کاراتر و علمی­تر رسید؛ مثلاً می­توان فهمید چه کسی به ترجمه علاقه دارد (1Hubscher-Davidson →).

عامل، خالق، ناشر ترجمه، اثر ترجمه و خوانندگان از اعضایی هستند که از مرحله­ی انتخاب اثر و نوع ترجمه کردن تا تأثیراتی که اثر در جامعه می­گذارد جزو موضوعات تحقیقی مطالعات مترجم و ترجمه قرار می­گیرند؛ پس نباید بر یک عامل تأکید کرد و درباره­ی عوامل دیگر تحقیق نکرد؛ مثلاً اگر فقط خوانندگان (یا نیاز بازار) را در انتخاب اثر ملاک بگیریم، و مترجم بالیاقتی پیدا نشود که آثار مناسب را ترجمه کند، چه باید کرد؟ آیا می­توان گفت هرگز چنین اتفاقی نمی­افتد؟ یا مترجم را ملاک بگیریم و او آثاری ترجمه کند که خوانندگان کم استقبال کنند یا از سطح سواد خوانندگان فراتر باشد؛ آیا باید گفت آن آثار را ترجمه نکن یا باید فرهنگ­سازی کرد تا خوانندگان به آن سطح برسند؟ (بعضی نویسندگان بوده­اند که بعد از مرگشان آثارشان را دریافته­اند.) پس بسیاری از مسائل را باید مدنظر داشت که کمتر بدانها اهمیت داده­اند؛ نیز عوامل مختلف باید با هم تعامل داشته باشند و بازخورد کارشان را از هم بپرسند تا به نقاط ضعف و قوت کارشان پی ببرند درغیراینصورت، که به معنای نبود نقد خواهد بود پیشرفتی نخواهد بود (← طباطبایی؛Williams, Chesterman p.8   →؛Hubscher-Davidson 2 →).

بازسازی آموزش

از مشکلات رایج در آموزش ترجمه، پراکندگی مطالب آموزشی­ست، ترجمه­ی اقتصادی، ادبی، سیاسی، مطبوعاتی؛ پس، از دانشجویان رشته­ی ترجمه انتظار می­رود که "علامه دهر" باشند و هر نوع متنی را ترجمه کنند و از آنجاکه انسان جامع­العلوم نمی­شود این کار ناممکن است و باید با تخصصی کردن این رشته از دوره­ی کارشناسی هر کس زمینه­ی کاریش را انتخاب کند.

اغلب افراد قبل از اینکه بدانند متنی درباره­ی چیست شروع به " ترجمه" می­کنند، بدون اینکه حتًا تصمیمی پشت این کار بسیار مهم باشد، بسیار مهم است زیرا مترجم "عمر" خود را صرف ترجمه می­کند تا آن را به "جامعه" تحویل دهد؛ بدلیل اهمیت فراوان ترجمه، باید کسانی مترجم شوند که این اهمیتها را دریابند و یعنی خودشناس باشند (← سیدحسینی)؛ پس، مترجم باید بداند در برابر ترجمه­ای که می­کند از جنبه­های مختلف مسئول است، باید تمام دقت و تلاش خود را به­کار برد تا بعداً پشیمان یا مجبور به تصحیح اشتباهاتش نشود؛ پس "باید" از صافی رد شوند و بر اساس هدف و توانایی­هایی که دارند در گرایشهای مختلف آن تحصیل کنند؛ او باید محقق باشد و در زمینه­ای که کار می­کند بتواند گاه توقع خوانندگان را برآورد و گاه توقع آنها را با توانایی­های خود همراه کند تا خوانندگان به اعتبار کارهای قبلی او، از آثار جدیدی که خود مترجم تشخیص داده و ترجمه کرده نیز استقبال کنند و آن آثار را بخوانند، که بدین ترتیب کم­کم سطح سوادشان بالا می­رود. ذبیح­الله منصوری آثاری نوشته که اغلب وقتی می­خوانیم دوست داریم تمام نشده سراغ کتابهای دیگر او نیز برویم[2] (← امامی). تأثیرات ترجمه تا چندین سال باقی می­ماند (16Williams, Chesterman p. →) ؛ پس اخلاق عملی و وجدان ِکاری مسائل مهم­تری هستند؛ فارابی می­گوید: فضیلت علم به عمل است؛ گرچه علم خود فی­نفسه فضیلت است و نفوس انسانی را از مرتبه­ی قوت به فعل آرد، لکن کمال مطلوب نیست. این تنها علم نیست که انسان را به سعادت و خیر مطلق می­رساند و بلکه علم مقدمه­ی سعادت است و مقدمه­ی عمل و اقدام به آن سعادت حقیقی است (← فارابی، ص 8-9؛ ← فارابی فصل 26). متأسفانه امروزه این حرفها را شبیه شعارهای تبلیغاتی می­دانند.

مطالعات فرایند ترجمه و آموزش ترجمه

پیم 2 معتقد است که باید از مطالعات فرایند ترجمه و جنبه­های مختلف آن مثل فکرگویی، مصاحبه، تایپ رایانه­ای توسط مترجم (مثل کاری که خانم فریده مهدوی دامغانی می­کند؛ ← شماره 39 مترجم، 1383،ص 17-32)، ردیابی چشم در آموزش ترجمه بهره­ها برد، چرا که از طریق این جنبه­ها می­توان فهمید مترجمان (در فرایند ترجمه کردن، یعنی بعد و حتی قبل از شروع به ترجمه یعنی در مرحله­ی انتخاب اثر) چطور با اثر برخورد می­کنند؛ انجام تحقیقات در این زمینه­ها که در ایران بسیار نادر است، به­راحتی تفاوتهای مترجمان حرفه­ای را با نوآموزان ترجمه مشخص می­سازد و از نتایج بدست آمده در این تحقیقات که کاملاً ایرانی خواهد بود می­توان در آموزش بهره برد؛ پیم می­گوید «ارتباط مستقیمی بین تحقیقات فرایند ترجمه و آموزش ترجمه برقرار است»(2Pym 2, p.). او از این تحقیقات در کارهای عملی در کلاسها استفاده می­کند و اشاره کرده که بسیار خوب است تحقیقات را در کارهامان اجرا کنیم و سعی کنیم نظریه و عمل را با هم تلفیق کنیم.

مدیریت ریسک و آموزش مترجم

پیم به مدیریت ریسک و ارتباطش با آموزش مترجم اشاره کرده و معتقد است هرچه مترجمی سریعتر ترجمه کند، زبان او برای خواننده ناآشناتر خواهد بود و خواننده، کندتر، اطلاعات متن را خواهد فهمید (2Pym 2, p.). در واقع هرچه وقت کمتری صرف شود فکر و زحمت کمتری نیز صرف می­شود و این باعث می­شود کیفیت ترجمه پایین باشد. ضمناً هرچه مترجم امنیت بیشتری داشته باشد بهتر ترجمه می­کند. بعضی زمینه­ها هستند که از جنبه­های مختلف برای مترجم خطرآفرین­اند و او باید بداند تا اگر نخواست ترجمه نکند؛ انجام ترجمه با ترس فکر او را مختل می­کند و کیفیت ترجمه پایین می­آید.

فشار اقتصادی و زمانی

باید به مسئله­ی اقتصادی و زمانی در آموزش و پرورش مترجمان اشاره کرد؛ این واقعیت است که در نهایت از مسائلی که بر آموزش و پرورش مترجمان تأثیر می­گذارد، الزام اقتصادی و زمانی­ست؛ بودجه­ و زمان اختصاص یافته بسیار کم است، و آموزش و پرورش مترجمان زمان زیاد و تمرینهای عملی فراوان می­طلبد.

نتیجه­گیری بخش اول

باید توجه داشت که تبیین سازوکارهای موجود در برنامه­های آموزش ترجمه نفی آن نیست، بلکه نمایاندن واقعیتها و نتایج حاصل از آنهاست که زیرشاخه­ی جامعه­شناسی آموزش ترجمه است و بحث علوم اجتماعی حمله یا سرکوبی نیست بلکه نشان دادن واقعیتها است تا زمینه­ی پیشرفت شود. در این تحلیلها یک شخص مسئول نیست.

افزایش تعداد افرادی که در این رشته فعالیت می­کنند و نبود نظریه­های علمی، باعث هرج­و­مرجهایی شده و بعضی افرادی که خود را صاحب­نظر می­دانند اصلاً سروکاری با ترجمه و مترجمان نداشته­اند؛ نیز نبود مقطع دکترا مطالعات ترجمه نشانه­ی عدم درک اهمیت "ترجمه" توسط سازمانهای مختلف است؛ مثلاً «در مباحث فقهی و حقوقی، هیچ فرقی بین انواع ترجمه­ها و مترجمان وجود ندارد».سلطانی (ص 82) درصورتی­که مترجمانی مثل امامی (در "از پست و بلند ترجمه")، محمد قاضی (در "رسالت مترجم")، دریابندری (در "گفتگو با نجف دریابندری")، کوثری (در "مترجم") گفته­اند بسیاری از آثار با هدفهای مالی منتشر می­شوند یا بدون هیچ ملاکی ترجمه می­شوند؛ یعنی باید دست­اندرکاران این رشته برای تأسیس سازمان مترجمان اقدام کنند تا جلوی این کارها را بگیرند.

نیاز بازار، فناوری و آموزش ترجمه

نویسنده چون پیم 3 مخالف جهتگیری مستقیم از نیاز بازار برای آموزش مترجمان است؛ تنها برآوردن نیاز بازار دلیل بر موفقیت کار مترجم نیست، بلکه باید علل ظهور نیازها را دانست؛ آموزش ِملاکهایی عینی برای انتخاب اثر با توجه به مسائل انسانی واجب است؛ چون مسائل اجتماعی (مثل نیاز بازار) اکثراً زودگذر هستند و منشأشان گفتمانهای مسلط هر عصر است که بعضاً انسانی نیستند و طبعاً اگر مترجمی متأثر از چنین عصری باشد کار اجتماعی کرده و نه انسانی؛  گاهی نیاز را حادثه­ای چون یازده سپتامبر ایجاد می­کند که باید تحلیل کرد و فهمید علاوه بر رسانه­ها دلیلی دارد اثری درباره­ی آن ترجمه شود یا اینکه بر اثر تبلیغات است که خوانندگان زیادی ممکن است اثر را بخوانند؛ بنابراین لزوم تشخیص انواع نیازها واجب است، البته برای مترجمی که رسالت دارد؛ چون این حوادث حیله­ی دولتهاست تا افراد را از مسیر اصلی زندگیشان منحرف کنند، یعنی "جنگ نرم یا سرد" که شدیداً انسانها را تهدید می­کند و این مسئله را مترجم آگاه درمی­یابد؛ «ما با مکانیسم­­هایی که مبنای سلطه­ی نمادین هستند کمتر آشنا هستیم، یعنی مکانیسم­هایی که هم در سطح روابط میان افراد وجود دارند (مانند سلطه­ی مردان بر زنان) و هم در سطح روابط میان ملتها، نظیر تمام اشکال سلطه­ی زبانی، یا فرهنگی [مثل ترجمه ] ، که برخی ملتها، به بهانه­ی لیبرالیسم یا عام­گرایی، بر ملتهای دیگر تحمیل می­کنند» سامعی (ص 294)؛ البته نباید تمام آثار دیگران را رد کرد اما باید با برنامه­ریزی،  متخصصان هر رشته آثار را دقیق مطالعه کنند سپس برای ترجمه اقدام شود تا بسیاری از آثار واقعاً بی­استفاده نباشند؛ مثلاً در زمینه­ی نقد ادبی بعضی آثار ترجمه شده واقعاً مفید نیست زیرا هیچ منطق و ملاکی جز پول و شهرت برای انتخابشان نبوده است. (← پاینده؛ و حسینی، ص 119-121)

ضمناً مترجمان باید از فناوری بهره برند تا حرفه­ای شوند و به بازار محلی محدود نشوند؛ نیز با استفاده از فناوری آموزش از راه دور و تعاملهای بین­اللملی و کم­هزینه می­توان با دانشگاههای مختلف طرحهای تحقیقاتی مشترک انجام داد که دراین­صورت مطالعات تطبیقی ترجمه بنا می­شود (25Williams, and Chesterman p. →) ؛ نتیجه­ی دیگر این است که فضای نقد بازتر خواهد شد، و همگان می­فهمند اگر آثار دیگران را بیطرفانه نقد کنند آنها نیز همین کار را برایشان می­کنند که باعث پیشرفت می­شود (→ Pym 4). همچنین با ظهور فناوری­های جدید شغلهای متفاوتی ایجاد شده و مترجمان به ویرایش، گزینش و... نیز مشغول­ند و اینها باعث شده که مترجمان دیگر به شغلهای غیرمربوط مثل مسافرکشی نپردازند p.123-139)  Kiraly, →).

مسائل اجتماعی و پرورش استعدادها

«امروز در فضای کنونی اجتماعی ما سخن گفتن و داوری کردن و از سر دقت و تحلیل به نقد و ارزیابی اندیشه­ها پرداختن، کاری دشوار و فتنه­خیز شده است» سروش) ص 15). یکی از مواردی که زیربناهای نظام تفکر انتقادی را در ایران ضعیف کرده جزم­اندیشی نقابدار و بی­نقاب است. به این صورت که فرد خود را محق و دیگر را باطل می­داند، بنابراین مستبدانه در پی اصلاح افکار دیگران است؛ توری و پیم 5 پیشنهاد کرده­اند تا ترجمه­آموزان متون را با توجه به هنجارهای مختلف ترجمه کنند تا هم با قوت و ضعف آنها آشنا شوند و بتوانند بعداً که ترجمه می­کنند آگاهانه انتخاب کنند هم بفهمند هر هنجاری در چه شرایطی با هدفشان سازگار است. نیز اینکه بفهمند از هر اثر چند ترجمه­ی خوب می­توان ارائه داد که این خود مشخصاً باعث تغییر دیدگاه افراد به نقد می­شود؛

رسالت ترجمه اجبار و سرکوبی نیست یعنی نباید عاملان ترجمه مجبور باشند؛ اگر مترجم اثری را با اکراه ترجمه کند، به­حتم کیفیت کار او پایین می­آید، نیز نمی­تواند استعدادهای خود را پرورش دهد؛ متأسفانه اغلب افراد نظرات خود را در کلاسها و ... بیان نمی­کنند چرا که می­ترسند اشتباه باشد یا آنها را مسخره و سرکوب کند؛ لذا خودسرکوبی را بر دگرسرکوبی ترجیح می­دهند و بدین ترتیب فرد خوداتکاء نمی­شود و نمی­تواند در کارها تصمیم­گیری کند، چرا که پیوسته ترس داشته یا به او می­گفته­اند چه بکند و چه نکند (← بوردیو، نظریه­ی کنش). «از مشکلات ما ایرانیان این است که در حذف و تخریب همدیگر بسیار هنرمندیم و به­راحتی و بر سر مسائل کوچک روابط بیست ساله خود را قطع می­کنیم و تلاش نمی­کنیم به اجماع برسیم» سریع­القلم  )ص 41). ضمناً مترجم باید بپذیرد دیگر مترجمان همکار اویند، بنابراین اگر اثر همکار خود را با "شبه نقد" بدکیفیت جلوه دهد، دیگران نیز چنین کاری با او خواهند کرد؛ در واقع «نظام سرمایه­داری اگر صنعتی نمی­شد، تا این اندازه رشد نمی­کرد. صنعتی شدن منجر به رانده شدن معنویت به حاشیه شده است و آنچه اولویت پیدا کرده کار و تولید است. اما حسنی که نظامهای دموکراتیک دارند در این است که همواره بازبینی و خودانتقادی دارند و سعی می­کنند خود را اصلاح کنند» سریع­القلم)  ص 41). اکثر افراد باور دارند که هر کس بیشتر کار کند موفق­ترست، و هر که بهتر و کمتر کار کند را کمتر می­پذیرند و بدین ترتیب آن شخص کمتر در شکل­گیری اندیشه­ها تأثیرگذار می­شود؛ زیرا رقیبان او را حذف می­کنند؛ این موضوع به این خاطر  مطرح شد که در نظام نشر فعلی کشورمان هرچه پارتی کمتر داشته باشید و ناشناس­تر باشید، کمتر کسی (از ناشر، خواننده، حتی اهل کتاب) به آثار شما استقبال می­کند؛ ملاک برتری کمی­ست نه کیفی؛ پس هر کس وارد بازار ترجمه شود و قبلاً اثری منتشر نکرده باشد، همان برخوردها که اشاره شد با او تکرار می­شود؛ یعنی فرقی ندارد در چه زمینه­ای فعالیت شده، همین که بگویی فلان کتاب را ترجمه کرده­ام و ناشناس باشی و از آن بدتر نویسنده هم ناشناس باشد رفتارها یکی­ست؛ نویسنده در این زمینه تجربه داشته است. پس مترجم باید درباره­ی این مسائل نیز بداند تا حساب کتاب کند و بسنجد که می­تواند با چنین خوانهای هفت­گانه روبرو شود یا نه.

آموزش و پرورش

آموزش را نباید از پرورش جدا در نظر گرفت، چرا که انسان تک­ساحتی نیست و آموزش تنها به بعد مادی و علمی می­پردازد و این پرورش است که به بعد معنوی و روحی انسانها می­پردازد؛ بنابراین باید افراد بادانش، متفکر و متعهد پرورش داد نه اینکه فقط افراد را آموزش دهیم و ابعاد دیگر انسانی را نادیده بگیریم؛ واحدهای درسی رشته­ی مترجمی در این مسئله ضعف دارد، و دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی نمی­دانند که آنها هم چون معلمان، پزشکان و مهندسان باید تعهداتی داشته باشند؛

باید مترجم طوری پرورش یابد که بتواند خود (و دیگران) را بر ترجمه مسلط کند، یعنی اگرچه انسانها (بعنوان افراد منفرد) و ملتها از ترجمه بی­نیاز نبوده­اند و نخواهند بود، اما ترجمه باید تنها ابزاری برای ایجاد ارتباط و یا ابزاری برای سنجش تفکرها (در جهت نقد و کمال آنها) باشد؛ نه اینکه ترجمه بعنوان ابزار و راهی برای پر کردن خلأهای فکری باشد؛ بدین صورت است که حتّا در آینده وقتی در همه­ی مسائل تفکر ایرانی، ژاپنی، آمریکایی و ... داشته باشیم ترجمه تنها ابزاری خواهد بود تا بفهیم در فلان زمینه که "ما" چنین تفکر می­کنیم و چنین عمل می­کنیم "دیگران" چه تفکراتی دارند و چگونه عمل می­کنند؛ آن موقع 80% آثار ما ترجمه نخواهد بود؛ آن موقع مثل انگلیس، آمریکا و بعضی کشورها درصد کمی از آثارمان ترجمه خواهد بود؛

دانش مترجم

یکی از مواد آموزشی مترجمان این است که به آنها بگویند تقریباً در چه حوزه­هایی باید اطلاعات داشته باشند؛ مثلاً باید بدانند که در چه زمینه­هایی تعداد خواننده بیشتر است (مثل جن­گیری، تعبیر خواب، فالگیری) و در چه زمینه­هایی خواننده کمتر است (مثل فلسفه)؛ انواع خوانندگان را بشناسد؛ شاید اهداف خود را مطابق با یک طبقه­ یا حزب خاص اجتماعی بداند و خواسته باشد در همان راستا ترجمه کند؛ باید بداند که ترجمه آغاز تعاملی­ست و او ایجاد کنش می­کند و باید منتظر واکنش خوانندگان باشد، مثلاً بفهمد چرا، چقدر، چگونه از ترجمه او استقبال (ن)شده است؛

مقدمه­ی مترجم: راهنما

دیگر اینکه مترجم باید بداند بعضی آثار بدون مقدمه که اساس فهم مطلب است اصلاً نافهمیدنی هستند و افرادی که زبان خارجی نمی­دانند باید با راهنمایی­های مترجم به ظرایف مفهومی و گفتمانی اثر نویسنده پی ببرند؛ نبود مقدمه مخصوصاً ترجمه­ی بعضی آثار فلسفی را بی­استفاده کرده است. پس باید طوری مترجمان را پرورش داد تا بتوانند، جدا از ترجمه کردن و نظریات نویسنده، تفکر اصیل تولید کنند؛ چراکه ترجمه تفکر اصیل و تفکر "خود" نیست؛ هر چند هنگام ترجمه به زبان "خودی" می­نویسیم اما بدون اثر نویسنده ترجمه­ای نبود، گویی چراغی­ست که اگر خاموش شود دیگر هیچ جا حتی خودمان را هم نمی­توانیم ببینیم.

مترجم کنشگر یا عامل

مترجم باید بداند ترجمه­ی بعضی آثار ممکن است انسانها را گمراه کند، پس باید در انتخاب آثار برای ترجمه دقت کند؛ عادت­واره[3]  «نوعی تربیت غیرمستقیم است که باعث می­شود فضایل (یا رذایل) پذیرفته شده در یک اجتماع، به سهولت، به­صورت ملکه، بدون نیاز به تأمل و تکلف، از کنشگران اجتماعی  سربزند» بوردیو (ص16) که در پرورش مترجمان بسیار تأثیرگذار است؛ چراکه اجرای آن بصورت علمی طوریکه مترجم خودکفا و متفکر پرورش یابد و بتواند در مواقع ضروری خلاءهای انسانی را تشخیص بدهد، ایجاب می­کند تا متخصصان هر رشته عقاید، قواعد، آداب، جهت­ها، ارزشها، روشها و دیگر امور مربوط به رشته­ی خود را بشناسند تا بتوانند بعد از آزمودن نتایج تحقیقات­شان، تحقیقات خود را کامل کنند و آنها را در پرورش مترجمان استفاده کنند؛ یعنی شرایط باید طوری باشد که آنها هم که در پرورش شرکت دارند همواره در کار خود بازبینی کنند و نیز از انتقادهای دیگران بهره برند تا بتوانند مطابق با شرایط اجتماعی، علمی و ... مترجمان انسانی پرورش دهند (نه مترجمان اجتماعی)؛ برای تحقق این امر مترجم باید طوری پرورش یابد که فراملی بیندیشد و فراملی فکرو کار کند، یعنی آنچنان­که بوردیو در نقد عقل مردن بر آن تأکید کرده و لازمه­ی انسان می­داند با  علم و دانشمندان کشورهای دیگر آشنا باشد؛ یعنی فقط با توجه به محدودیتهای کشور خود ترجمه نکند و اگر تشخیص می­دهد اثری در جوامع دیگر مفید بوده ولی احتمالاً در کشورش کم استقبال می­کنند همان را ترجمه کند تا در آینده ارزش اثر شناخته شود؛ او باید با همکاران خود در کشورهای دیگر تعامل داشته باشد و نشستهایی برگزار شود تا هر بار آخرین دستاوردها در اختیار همگان قرار گیرد؛ از سوی دیگر بعضی­ها دقت در انتخاب اثر را صرفاً در اجتماع مقصد درنظر می­گیرند، حال آنکه می­دانیم بسیاری اوقات مترجمان دیگر ملل آثار ترجمه شده­ی مترجمان دیگر را ترجمه ­می­کنند؛ مثلاً در ایران خودمان بسیاری از آثار اسپانیایی، ایتالیایی، چینی و ... از زبان واسطه یعنی انگلیسی ترجمه می­شود؛ بنابراین نباید مترجم را تنها یک عامل اجتماعی که گماشته شده تا تنها بر واقعیت ضعیف جامعه خود اثر بگذارد و واقعیتی متفاوت بسازد درنظر گرفت؛مترجم هم کنشگر هست و هم نیست چراکه عاملی­ست که مأمور به انجام این کنشهاست؛ کنشگر در مفهوم بوردیو از اراده بیشتری برخوردار است ولی عامل اجتماعی متضاد آن است. بنابراین مترجم کنشگر از مترجم عامل برتر است چرا که  گماشتگی­اش کمتر است و بیشتر انسانی می­اندیشد؛ هرچند او نیز جایزالخطاست.

نتیجه­گیری

نتایج علمی وقتی معلوم می­شود برای جامعه مفید یا مضر است که در برنامه­ریزیهای آموزشی وزارت­خانه­ها اعمال شود؛ یعنی وقتی می­گویند فلان کارها باید بشود و نشود، عملاً هم اجرا شود تا نتایج آن را ببینیم و دوباره تحقیقات دیگر برای تکمیل تحقیقات قبلی انجام دهیم تا ضعفها و قوتهای خود را بیشتر و عینی­تر دریابیم؛ بدون عملی شدن نتایج تحقیق در جامعه، تحقیق چه معنایی دارد؟ باید افراد زمینه­ای برای خود مشخص بکنند و در همان مسیر، تحقیقات خود را ادامه بدهند؛ نه اینکه پراکنده و سطحی مقالات خود را در مدت کمتر یک دو ماه بنویسند؛ بوردیو نیز در کتاب درسی درباره­ی درس به این خلاء علمی در جامعه­شناسی غرب اشاره کرده، با این منظور که باید نتایج اجتماعی تحقیقات خود را در بوته­ی آزمایش و نقد بگذاریم تا اگر کارایی نداشتند آنها را تغییر دهیم وگرنه کارمان اصلاً علمی نخواهد بود؛ بلکه گردآوری مجموعه­ای از گزاره­هایی خواهد بود که فقط در کلاس درس استاد می­گوید و دیگران، بدون عمل در آینده، تنها گوش، حفظ و بعد از مدتی فراموش می­کنند. گفتار فارابی را که پیشتر اشاره کردیم به یاد بیاورید «فضیلت علم به عمل است»؛ شاید ما نیز منتظریم چون حادثه­­ی هیروشیمای ژاپن (بخاطر اشتباه یک مترجم شفاهی) برای­مان رخ دهد تا به فکر انجام کارهای علمی و اصولی بیفتیم.

 

منابع:

1-      آشوری، داریوش، زبان باز، نشر مرکز، تهران 1387.

2-      بوردیو، پیر، درباره­ی تلویزیون و سلطه­ی ژورنالیسم، ترجمه­ی ناصر فکوهی، آشیان، تهران 1387.

3-      بوردیو، پیر، نظریه­ی کنش، ترجمه­ی مرتضا مردیها، انتشارات نقش و نگار، تهران 1389.

4-      فارابی، ابونصر، اندیشه­های اهل مدینه­ی فاضله، ترجمه­ی سیدجعفر سجادی، طهوری، تهران 1361.

5-      سامعی، حسین، نقد عقل مدرن، نشر و پژوهش فرزان روز، تهران 1383.

6-      سروش، عبدالکریم، ایدئولوژی شیطانی، موسسه فرهنگی صراط ، تهران 1376.

7-      سریع­القلم، محمود، «راه دشوار دموکراسی»، بازتاب اندیشه، شماره 16، تیر 1380، ص 39-44.

8-      سلطانی، عباسعلی، «بررسی حقوق ترجمه و مترجم در فقه و حقوق موضوعه»، مطالعات اسلامی، شمارهی 75، بهار 1386، ص 77-104.

Concise Oxford English Dictionary, (2005) , Oxford.

Pym & Intercultural Studies Group (2003), Innovation and E-Learning in Translator Training, An Online Symposium, <http://www.fut.es/~apym/elearning/index.htm>.

Pym, A. (2010), Interview on current issues in Translation Studies, St Petersburg State University, Russia.

Williams, J. and Chesterman A. (2002), The Map, Manchester: St.Jerome.

منابع بیشتر:

 امامی، کریم، از پست و بلند ترجمه، نیلوفر، 1385.

بوردیو، پیر، درسی درباره­ی درس، ترجمه­ی ناصر فکوهی، نشر نی، تهران 1388.

ترجمه از نگاه رضا سيدحسينی، (1386):

>http://www.dibache.com/text.asp?id=1535&cat=7<

پاینده، حسین، بررسی کتاب نظریه های نقد ادبی معاصر (1385):

> http://bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=show&aid=38211&query=2YbZgtiv<

 حسینی، صالح، نظری به ترجمه، نیلوفر، تهران 1375.

 طباطبایی، سیدجواد، دیباچه­ای بر نظریه­ی انحطاط ایران، نشر نگاه معاصر،

تهران 1381. 

Hammersley, M. and Atkinson, P. (2007), Ethnography, New York: Routledge.

Hubscher-Davidson, S. (2007), An empirical investigation into the effects of personality on the performance of French to English student translators, [unpublished PhD thesis. University of Bath, United Kingdom].

Hubscher-Davidson, S.(2008), A Reflection on Action Research Processes in Translator Training, The Interpreter and Translator Trainer 2(1), 75-92.

Kiraly, D. (2000), A Social Constructivist Approach to Translator Education, Manchester: St. Jerome.

Pym, A. (1998), On the market as a factor in the training of translators, http://www.tinet.cat/~apym/on-line/on-line.html.

Pym, A. (2000), On the distance in distance learning, http://www.fut.es/~apym/on-line/odl.html.

Pym, A. (2010), Exploring Translation Theories, USA and Canada: Routledge.

Toury, G. (1992), “Everything Has its Price: An Alternative to Normative Conditioning in Translator Training”, Interface 6(2), pp. 60-72.

 



[1] دانشجوی کارشناسی­ارشد مطالعات مترجم و ترجمه- دانشگاه بیرجند

[2]  نویسنده اصلاً نظر مثبت یا منفی درباره­­ی او ندارد.

[3] Habitus

Book Suggestion

New Trends in Translation and Cultural Identity, Edited by Micaela Muñoz-Calvo,

Carmen Buesa-Gómez and M. Ángeles Ruiz-Moneva

This book first published 2008 by

Cambridge Scholars Publishing

Book Suggestion

سرشناسه : تایسن، لوئیس، ‏‫۱۹۵۰ - م.‏
Tyson, Lois
‏عنوان و نام پديدآور : نظریه‌های نقد ادبی معاصر / نویسنده لیس تايسن ؛ ترجمه‌ی مازیار حسین‌زاده، فاطمه حسینی ؛ ویراستار حسین پاینده.
‏مشخصات نشر : تهران: نگاه امروز: حكايت قلم نوين، ‏‫‏‏۱۳۸۷.
‏مشخصات ظاهری : ‏‫[ ۶۵۴ ] ‏‫‏ص.‬: جدول.
‏فروست : مجموعه‌ی نظریه و نقد ادبی؛ ۸.
‏شابک : ‏‫۱۰۰۰۰۰ ریال

سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ، گ‍ردآورن‍ده‌ و م‍ت‍رج‍م‌
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ظری‍ه‌ رم‍ان‌/ دی‍وی‍د لاج‌ ... [و دی‍گ‍ران‌]؛ ت‍رج‍م‍ه‌ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ن‍ظر، ۱۳۷۸.
‏مشخصات ظاهری : ص‌ ۲۷۰
‏شابک : ۱۲۵۰۰ری‍ال‌
‏وضعیت فهرست نویسی : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍س‍ی‌ ق‍ب‍ل‍ی

سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ۱۳۴۱ -
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ق‍د ادب‍ی‌ و دم‍وک‍راس‍ی‌: ج‍س‍ت‍اره‍ای‍ی‌ در ن‍ظری‍ه‌ و ن‍ق‍د ادب‍ی‌ ج‍دی‍د/ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌.
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌ : ن‍ی‍ل‍وف‍ر‏‫، ۱۳۸۵.‬
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۲۸۸ص.‬: مصور.
‏شابک : ۲۸۰۰۰ریال: ‏‫‬‭‎964448309X ؛ ‏‫۴۸۰۰۰ریال‬‏‫: چاپ دوم‬‏‫: ‏‫‭978-964-448-309-7
سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ۱۳۴۱-
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ق‍د ادب‍ی‌ و م‍طال‍ع‍ات‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ : قرائتی نقادانه از آگهی ‌های تجاری در تلویزیون ایران/ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌.
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌ : روزن‍گ‍ار، ۱۳۸۵.
‏مشخصات ظاهری : ۳۰۹ ص‌.: م‍ص‍ور، ن‍م‍ودار.
‏فروست : مجموعه ی نظریه و نقد ادبی؛ ۶.
‏شابک : ۴۵۰۰۰ریال








سرشناسه : استوری، جان، ۱۹۵۰- م.
‏‫‬‭Storey, John
‏عنوان و نام پديدآور : مطالعات فرهنگی درباه‌ی فرهنگ عامه/جان استوری؛ ترجمه‌ی حسین پاینده.
‏مشخصات نشر : تهران: آگه‏‫‏، ۱۳۸۶.
‏مشخصات ظاهری : ‏‫‏۳۶۳ ص.: مصور.
‏شابک : ‏‫‏۳۸۰۰۰ریال

Book Suggestion

Michaela Wolf (ed.)
Übersetzen - Translating - Traduire
Towards a "Social Turn"?
Reihe: Repräsentation - Transformation. representation - transformation. représentation - transformation. Translating across Cultures and Societies
Bd. 1, 2006, 368 S., 24.90 EUR, br., ISBN 3-8258-9552-1


Translating and interpreting as a social practice is now increasingly determining daily routines in a globalising world. This volume deals with the most significant questions of translation sociology as a new field of research in translation studies. The contributions show the social implications of translating and interpreting in various fields: translation trends between individual cultures, the social construction of images through translation, ideological restraints of translation production, the powerful relations between the actors in the translation process and finally the instances involved in the creation of translations.

Michaela Wolf is professor at the Department of Translation Studies, University of Graz, Austria. Areas of teaching and research interest are translation sociology, cultural aspects of translation, translation history, postcolonial translation, feminist translation.

978 کتاب قرن جامعه شناسی که پیشنهاداتی برای ترجمه هم هست

خیلی از این کتابها هنوز متاسفانه ترجمه نشده اند

Author/s Title Votes
1 Weber, Max Economy and Society 95
2 Mills, Charles Wright The Sociological Imagination 59
3 Merton, Robert K. Social Theory and Social Structure 52
4 Weber, M. The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism 47
5 Berger, P.L. and Luckmann, T. The Social Construction of Reality 45
6 Bourdieu, Pierre Distinction: A Social Critique of the Judgment of Taste 43
7 Elias, Norbert The Civilizing Process 30
8 Habermas, Jürgen The Theory of Communicative Action 29
9 Parsons, Talcott The Structure of Social Action 28
10 Goffman, Erving The Presentation of Self in Everyday Life 25

بقیه کتابها را ادامه مطلب ببینید .
منبع : http://www.isa-sociology.org/

International Sociological Association

ادامه نوشته

CopyRight

All of this blog texts and materials are Copyrighted by Bashirbaqi, so any kind of Abusing is highly cursed and you should refer to it in any case of using for ALL PARTS.

Essay Suggestion

Callon, Michel. 1980. "Struggles and Negotiations to Decide What Is Problematic and What Is Not: The Sociology of Translation." In The Social Process of Scientific Investigation, ed. Karin Knorr, Roger Krohn, and Richard Whitley, pp. 197-220. Dordrecht, Holland: Reidel.

 

CALLON M., COURTIAL J., TURNER W., BAUIN S., 1983, «From Translation to Problematic Networks : an Introduction to Co-word Analysis», Social Science Information, (22), p.191-235.

Here are two essays opening up to you new views to "translation