تدریس ترجمه به صورت مکتبی برای اولین بار در ایران و شاید جهان: حضوری و اینترنتی

مژده به تمامی کسانی که می خواهند مترجم شوند (کتاب، مقاله، فیلم و غیره ترجمه کنند)

مفتخرم اعلام کنم برای اولین بار بعد از سالها که در ایران مثلاً در زندان ترجمه بصورت مکتبی تدریس می شد

تدریس ترجمه به روش و سبک مکتبی را آغاز نموده ام

هم اکنون بیش از 3 سال است که در این بار مستقیم و غیرمستقیم تحقیق می کنم و به طراحی این روش

مشغول هستم. بزودی بخشی از جزییات چگونگی اجرا آن را برای شما محققان و علاقمندان عزیز ارائه خواهم

نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره ی 09376277845 تماس بگیرید.

موفق باشید


حالا باید آموزشی ها و ادبیاتی ها رو سرازیر کنیم بسمت ترجمه پس تخصصی شدن یعنی چه؟

با سلام

مطلب ذیل را یکی از دوستان فرستادند:

سلام

خوب هستید آقای باقی؟
خوبه که اینطور از مترجمی دفاع میکنید.
اما چند وقت پیش مطلبی ر خوندم که دانشجویان آموزش و ادبیات حق شرکت در کنکور دکترای مترجمی ر دارن و اونوقت ما داریم میجنگیم و انتقاد میکنیم از تربیت مترجمان و تخصصی شدن ترجمه.بچه های آموزش و ادبیات هیچ چیزی راجع به نگرانی های ترجمه نمیدونن اما حالا که جامعه از ادبیات و آموزش اشباع شده و نقطه روشنی برای دانشجویان ترجمه(با راه اندازی دکترای ترجمه) ایجاد شده، حالا باید آموزش ها و ادبیات ها ر سرازیر کنن بسمت ترجمه.
یه مطلب درباره ی این بنویسید و اگه بشه با دکتر حیدری و امامی هم بحث کنیم تا بتونیم طی یک بیانیه مانع این بشیم که سیاست ، ترجمه ر اسیر بکنه...
منتظر جواب شما هستم
فقط هر چه زودتر تا بتونیم جلوی این فاجعه ر بگیریم

A Note

A little knowledge is a dangerous thing…???

پنجمین دوره جايزه‌‌ی مهتاب میرزایی

مراسم پنجمین دوره جايزه‌‌ی مهتاب میرزایی با حضور نزدیک به سیصد نفر از همکاران و دوستداران نگاه‌نو از ساعت 18 تا 20 روز جمعه هفدهم تیرماه سال 1390 در مرکز همایش های بین المللی رایزن برگزار شد. در این مراسم پس از سخنرانی آقای مرتضی ثاقب فر به آقای الوند بهاری، جوانترین همکار نگاه‌نو در سال 1389 جايزه‌ای داده شد، و سپس برگزیدگان خوانندگان نگاه‌نو جایزه های خود را دریافت کردند. جايزه‌‌ی بهترین مترجم، به انتخاب خوانندگان نگاه‌نو، به آقای عبدالله کوثری، و جايزه‌‌ی بهترین نویسنده، به انتخاب خوانندگان نگاه‌نو، به آقای دکتر آبتین گلکار اهدا شد.

http://www.negahenou.com

امروزه می توانیم وقتهای مرده مان را با کتاب شنوی بگذرانیم

در راستای گسترش انس با کتاب از جمله قرآن نهج البلاغه و ... می توانیم وقتهای مرده مان را با کتاب شنوی بگذرانیم.

کافی است در گوگل اسم کتاب یا کتابهای مورد نظر تان را جستجو کنید

مثلاْ دانلود کتاب صوتی غزلهای حافظ و ...

برخی از سایتهای خارجی

http://freeclassicaudiobooks.com

www.librivox.org

 

چند ترجمه از بشیر باقی

http://adabiatema.com/index.php?option=com_content&view=article&id=259:1390-03-31-23-12-38&catid=9:1389-03-31-21-56-02&Itemid=149

and

http://adabiatema.com/index.php?option=com_content&view=article&id=212%3A1390-01-03-08-35-24&Itemid=150

and

http://adabiatema.com/index.php?option=com_content&view=article&id=226:1390-02-03-12-55-27

تدریس و ترجمه آنلاین با ارسال از طریق ای میل

با سلام و خدا قوت و تبریک سال نو

در بعضی رشته ها مثل علوم اجتماعی و فرهنگی، ادبیات، زبانشناسی،

مطالعات ترجمه، حقوق،سیاست ترجمه می کنم


ضمناً تدریس آنلاین زبان انگلیسی پذیرفته میشود

منظور از تدریس آنلاین، تدریس زبان انگلیسی از طریق ارسال دروس به صورت هفتگی از طریق ای میل

می باشد که بر اساس اطلاعاتی دریافتی از متقاضی و تعیین سطح معلومات زبانی ایشان مرحله اولیه شروع

درس ایشان توسط متخصصین مربوطه معین می گردد.


با آرزوی موفقیت

آثار برگزیده سومین دوره جایزه پروین اعتصامی، سال ۱۳۸۷

داستان- ترجمه

  • روژه‌، م‍اری‌ - س‍اب‍ی‍ن‌. ب‍ه‌ س‍وی‌ زن‍دگ‍ی‌، ب‍ه‌ س‍وی‌ ....م‍ت‍رج‍م‌ نیلوفر باقرزاده‌ اک‍ب‍ری.  ت‍ه‍ران‌ : ش‍رک‍ت‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ع‍ل‍م‍ی‌ و ف‍ره‍ن‍گ‍ی، ۱۳۸۴.  ۱۱۲ ص‌. م‍ص‍ور.

آموزش و پرورش مترجم بعنوان نویسنده­ی متفکر در آینده

مقاله پذیرفته شده در همایش شیوه های آموزش ترجمه (۳۰آذر و ۱ دی ۱۳۸۹ دانشگاه علامه طباطبایی تهران)

آموزش و پرورش مترجم بعنوان نویسنده­ی متفکر در آینده

 بشیر باقی[1]

چکیده :

با توجه به اینکه در رشته­های مختلف علوم انسانی در ایران ضعفها و خلاءهای ریشه­ای داریم و تولید اصیل انسانی-ایرانی نداریم، نیز ترجمه­هایمان تصادفی صورت گرفته و قوانین خاصی ندارد، باید مترجم را که از سرمایه­های تفکرورز و تفکرساز جامعه است (البته نه تفکر اصیل) بعنوان راهی برای تولید تفکر اصیل، طوری که دیگران از ما ترجمه کنند، بهره بگیریم؛ در این مقاله خلاء اینچنین هدفی در برنامه­های آموزش مترجم در ایران، راهکارهای اصلاح این برنامه­ها و رسیدن به هدف اصلی یعنی تولید تفکر اصیل و اعمال آن در سطح کلان جامعه ارائه می­شود.

کلمات کلیدی: تفکر اصیل، ترجمه، مترجم، آموزش و پرورش، تفکر انتقادی

مقدمه

استقلال آکادمیک مطالعات ترجمه در اروپا و گسترش آن در نقاط دیگر دنیا، طوریکه پیم 1 تخمین می­زند حدود 350 برنامه­ی ترجمه­ی تخصصی در زمینه­های مختلف تدریس می­شوند، نشانه­ی برخورد نظام­مند و علمی کشورهای دیگر با پدیده یا (در ایران، بحرانی) به نام " ترجمه" است؛ با توجه به تعداد زیاد آثاری که در زمینه­های مختلف در دنیا منتشر می­شوند و کمبود مترجمان زبده و لایق و نیز محدودیت منابع طبیعی مثل کاغذ و ... برای انتشار آثار، لزوم بازسازی واحدهای درسی و تغییر تفکر نهادهای دولتی و غیردولتی درباره­ی ترجمه مشهود است، که این کار را باید دست­اندرکاران این رشته­ی نوپا هر چه زودتر انجام دهند؛ بنابراین، ابتدا مختصری به وضع موجود آموزش ترجمه در ایران می­پردازیم و کمی از راهکارهای اصلاح آنها را مطرح می­کنیم؛ پس سخن را کوتاه کردیم و منابع تکمیلی را برای خوانندگان علاقه­مند که می­خواهند اطلاعات بیشتری کسب کنند ذکر کردیم تا زودتر به موضوع اصلی برسیم.

آموزش ترجمه در ایران

با جستجوی اینترنتی دریافتیم اولاً تنها یک رساله با عنوان » بکارگيري مدل فرامتن تطبيقي در آموزش ترجمه تخصصي در محيط وب « ، حمید صادقیه، دانشگاه علامه در 1388 دفاع شده و حدود 28 مقاله در این بار نوشته­اند؛ این آمار نشان می­دهد در این حوزه به رغم اظهار نظرات اساتید مختلف مبنی بر کاستی­های برنامه­ی آموزشی و سیاستهای برنامه­ریزی هنوز کار جدی و اصولی انجام نگرفته و دست­اندرکاران نهادهای مختلف چندان که باید به اهمیت "مترجم و نقشی که از طریق ترجمه در تقویت یا تخریب اندیشه ابناء بشر می­تواند ایفا کند" واقف نیستند؛ مطمئناً بدون "سازمان مترجمان" که متخصصان رشته­های مختلف فعالیتهای علمی و عملی هدفمند نکنند، نمی­توان امید چندانی به بهبود وضعیت آموزش ترجمه بطور خاص و "ترجمه" بطور کلی، که در بعضی دانشگاهها بدون چارچوبهای نظری و عملی درست انجام می­شود بست و حرفها بی­نتیجه­ی عملی خواهد بود؛

راهکارها:

قوم­نگاری نوعی تحقیق علمی است که در آن محقق با روشهای علمی و عینی سعی می­کند بیطرفانه به نگاشتن عقاید، خصوصیتها، آداب و رسوم یک قوم بپردازد (Concise Oxford English Dictionary  →) که اغلب آن را از زیرشاخه­های  انسان­شناسی می­دانند؛ در این نوع تحقیق، نقش محقق حیاتی و عیان است و استفاده از روشهای کیفی جمع­آوری داده­ها مثل مصاحبه و مشاهده برای انجام آنها ضروری­ست. قوم­نگار تلاش می­کند تا به دنیای درونی اجتماع دست یابد تا آن را از دیدگاه افراد قوم بفهمد و بتواند افراد قوم را با تمامی پیچیدگی، خاص بودن و زیاد بودنشان به نحوی بیطرفانه تشریح کند (Hammersley, Atkinson →). به کار بردن چنین روشی در تحقیقات درباره­ی مترجمان نه تنها اطلاعاتی درباره­ی عمل و عکس­العمل مترجمان هنگام ترجمه می­دهد، بلکه راههای زیادی باز می­کند که می­توان از آنها با انجام تحقیقاتی بر ابژه­ی انسانی (مثلاً در آموزش مترجم) با رویکردهای نوین به نتایج کاراتر و علمی­تر رسید؛ مثلاً می­توان فهمید چه کسی به ترجمه علاقه دارد (1Hubscher-Davidson →).

عامل، خالق، ناشر ترجمه، اثر ترجمه و خوانندگان از اعضایی هستند که از مرحله­ی انتخاب اثر و نوع ترجمه کردن تا تأثیراتی که اثر در جامعه می­گذارد جزو موضوعات تحقیقی مطالعات مترجم و ترجمه قرار می­گیرند؛ پس نباید بر یک عامل تأکید کرد و درباره­ی عوامل دیگر تحقیق نکرد؛ مثلاً اگر فقط خوانندگان (یا نیاز بازار) را در انتخاب اثر ملاک بگیریم، و مترجم بالیاقتی پیدا نشود که آثار مناسب را ترجمه کند، چه باید کرد؟ آیا می­توان گفت هرگز چنین اتفاقی نمی­افتد؟ یا مترجم را ملاک بگیریم و او آثاری ترجمه کند که خوانندگان کم استقبال کنند یا از سطح سواد خوانندگان فراتر باشد؛ آیا باید گفت آن آثار را ترجمه نکن یا باید فرهنگ­سازی کرد تا خوانندگان به آن سطح برسند؟ (بعضی نویسندگان بوده­اند که بعد از مرگشان آثارشان را دریافته­اند.) پس بسیاری از مسائل را باید مدنظر داشت که کمتر بدانها اهمیت داده­اند؛ نیز عوامل مختلف باید با هم تعامل داشته باشند و بازخورد کارشان را از هم بپرسند تا به نقاط ضعف و قوت کارشان پی ببرند درغیراینصورت، که به معنای نبود نقد خواهد بود پیشرفتی نخواهد بود (← طباطبایی؛Williams, Chesterman p.8   →؛Hubscher-Davidson 2 →).

بازسازی آموزش

از مشکلات رایج در آموزش ترجمه، پراکندگی مطالب آموزشی­ست، ترجمه­ی اقتصادی، ادبی، سیاسی، مطبوعاتی؛ پس، از دانشجویان رشته­ی ترجمه انتظار می­رود که "علامه دهر" باشند و هر نوع متنی را ترجمه کنند و از آنجاکه انسان جامع­العلوم نمی­شود این کار ناممکن است و باید با تخصصی کردن این رشته از دوره­ی کارشناسی هر کس زمینه­ی کاریش را انتخاب کند.

اغلب افراد قبل از اینکه بدانند متنی درباره­ی چیست شروع به " ترجمه" می­کنند، بدون اینکه حتًا تصمیمی پشت این کار بسیار مهم باشد، بسیار مهم است زیرا مترجم "عمر" خود را صرف ترجمه می­کند تا آن را به "جامعه" تحویل دهد؛ بدلیل اهمیت فراوان ترجمه، باید کسانی مترجم شوند که این اهمیتها را دریابند و یعنی خودشناس باشند (← سیدحسینی)؛ پس، مترجم باید بداند در برابر ترجمه­ای که می­کند از جنبه­های مختلف مسئول است، باید تمام دقت و تلاش خود را به­کار برد تا بعداً پشیمان یا مجبور به تصحیح اشتباهاتش نشود؛ پس "باید" از صافی رد شوند و بر اساس هدف و توانایی­هایی که دارند در گرایشهای مختلف آن تحصیل کنند؛ او باید محقق باشد و در زمینه­ای که کار می­کند بتواند گاه توقع خوانندگان را برآورد و گاه توقع آنها را با توانایی­های خود همراه کند تا خوانندگان به اعتبار کارهای قبلی او، از آثار جدیدی که خود مترجم تشخیص داده و ترجمه کرده نیز استقبال کنند و آن آثار را بخوانند، که بدین ترتیب کم­کم سطح سوادشان بالا می­رود. ذبیح­الله منصوری آثاری نوشته که اغلب وقتی می­خوانیم دوست داریم تمام نشده سراغ کتابهای دیگر او نیز برویم[2] (← امامی). تأثیرات ترجمه تا چندین سال باقی می­ماند (16Williams, Chesterman p. →) ؛ پس اخلاق عملی و وجدان ِکاری مسائل مهم­تری هستند؛ فارابی می­گوید: فضیلت علم به عمل است؛ گرچه علم خود فی­نفسه فضیلت است و نفوس انسانی را از مرتبه­ی قوت به فعل آرد، لکن کمال مطلوب نیست. این تنها علم نیست که انسان را به سعادت و خیر مطلق می­رساند و بلکه علم مقدمه­ی سعادت است و مقدمه­ی عمل و اقدام به آن سعادت حقیقی است (← فارابی، ص 8-9؛ ← فارابی فصل 26). متأسفانه امروزه این حرفها را شبیه شعارهای تبلیغاتی می­دانند.

مطالعات فرایند ترجمه و آموزش ترجمه

پیم 2 معتقد است که باید از مطالعات فرایند ترجمه و جنبه­های مختلف آن مثل فکرگویی، مصاحبه، تایپ رایانه­ای توسط مترجم (مثل کاری که خانم فریده مهدوی دامغانی می­کند؛ ← شماره 39 مترجم، 1383،ص 17-32)، ردیابی چشم در آموزش ترجمه بهره­ها برد، چرا که از طریق این جنبه­ها می­توان فهمید مترجمان (در فرایند ترجمه کردن، یعنی بعد و حتی قبل از شروع به ترجمه یعنی در مرحله­ی انتخاب اثر) چطور با اثر برخورد می­کنند؛ انجام تحقیقات در این زمینه­ها که در ایران بسیار نادر است، به­راحتی تفاوتهای مترجمان حرفه­ای را با نوآموزان ترجمه مشخص می­سازد و از نتایج بدست آمده در این تحقیقات که کاملاً ایرانی خواهد بود می­توان در آموزش بهره برد؛ پیم می­گوید «ارتباط مستقیمی بین تحقیقات فرایند ترجمه و آموزش ترجمه برقرار است»(2Pym 2, p.). او از این تحقیقات در کارهای عملی در کلاسها استفاده می­کند و اشاره کرده که بسیار خوب است تحقیقات را در کارهامان اجرا کنیم و سعی کنیم نظریه و عمل را با هم تلفیق کنیم.

مدیریت ریسک و آموزش مترجم

پیم به مدیریت ریسک و ارتباطش با آموزش مترجم اشاره کرده و معتقد است هرچه مترجمی سریعتر ترجمه کند، زبان او برای خواننده ناآشناتر خواهد بود و خواننده، کندتر، اطلاعات متن را خواهد فهمید (2Pym 2, p.). در واقع هرچه وقت کمتری صرف شود فکر و زحمت کمتری نیز صرف می­شود و این باعث می­شود کیفیت ترجمه پایین باشد. ضمناً هرچه مترجم امنیت بیشتری داشته باشد بهتر ترجمه می­کند. بعضی زمینه­ها هستند که از جنبه­های مختلف برای مترجم خطرآفرین­اند و او باید بداند تا اگر نخواست ترجمه نکند؛ انجام ترجمه با ترس فکر او را مختل می­کند و کیفیت ترجمه پایین می­آید.

فشار اقتصادی و زمانی

باید به مسئله­ی اقتصادی و زمانی در آموزش و پرورش مترجمان اشاره کرد؛ این واقعیت است که در نهایت از مسائلی که بر آموزش و پرورش مترجمان تأثیر می­گذارد، الزام اقتصادی و زمانی­ست؛ بودجه­ و زمان اختصاص یافته بسیار کم است، و آموزش و پرورش مترجمان زمان زیاد و تمرینهای عملی فراوان می­طلبد.

نتیجه­گیری بخش اول

باید توجه داشت که تبیین سازوکارهای موجود در برنامه­های آموزش ترجمه نفی آن نیست، بلکه نمایاندن واقعیتها و نتایج حاصل از آنهاست که زیرشاخه­ی جامعه­شناسی آموزش ترجمه است و بحث علوم اجتماعی حمله یا سرکوبی نیست بلکه نشان دادن واقعیتها است تا زمینه­ی پیشرفت شود. در این تحلیلها یک شخص مسئول نیست.

افزایش تعداد افرادی که در این رشته فعالیت می­کنند و نبود نظریه­های علمی، باعث هرج­و­مرجهایی شده و بعضی افرادی که خود را صاحب­نظر می­دانند اصلاً سروکاری با ترجمه و مترجمان نداشته­اند؛ نیز نبود مقطع دکترا مطالعات ترجمه نشانه­ی عدم درک اهمیت "ترجمه" توسط سازمانهای مختلف است؛ مثلاً «در مباحث فقهی و حقوقی، هیچ فرقی بین انواع ترجمه­ها و مترجمان وجود ندارد».سلطانی (ص 82) درصورتی­که مترجمانی مثل امامی (در "از پست و بلند ترجمه")، محمد قاضی (در "رسالت مترجم")، دریابندری (در "گفتگو با نجف دریابندری")، کوثری (در "مترجم") گفته­اند بسیاری از آثار با هدفهای مالی منتشر می­شوند یا بدون هیچ ملاکی ترجمه می­شوند؛ یعنی باید دست­اندرکاران این رشته برای تأسیس سازمان مترجمان اقدام کنند تا جلوی این کارها را بگیرند.

نیاز بازار، فناوری و آموزش ترجمه

نویسنده چون پیم 3 مخالف جهتگیری مستقیم از نیاز بازار برای آموزش مترجمان است؛ تنها برآوردن نیاز بازار دلیل بر موفقیت کار مترجم نیست، بلکه باید علل ظهور نیازها را دانست؛ آموزش ِملاکهایی عینی برای انتخاب اثر با توجه به مسائل انسانی واجب است؛ چون مسائل اجتماعی (مثل نیاز بازار) اکثراً زودگذر هستند و منشأشان گفتمانهای مسلط هر عصر است که بعضاً انسانی نیستند و طبعاً اگر مترجمی متأثر از چنین عصری باشد کار اجتماعی کرده و نه انسانی؛  گاهی نیاز را حادثه­ای چون یازده سپتامبر ایجاد می­کند که باید تحلیل کرد و فهمید علاوه بر رسانه­ها دلیلی دارد اثری درباره­ی آن ترجمه شود یا اینکه بر اثر تبلیغات است که خوانندگان زیادی ممکن است اثر را بخوانند؛ بنابراین لزوم تشخیص انواع نیازها واجب است، البته برای مترجمی که رسالت دارد؛ چون این حوادث حیله­ی دولتهاست تا افراد را از مسیر اصلی زندگیشان منحرف کنند، یعنی "جنگ نرم یا سرد" که شدیداً انسانها را تهدید می­کند و این مسئله را مترجم آگاه درمی­یابد؛ «ما با مکانیسم­­هایی که مبنای سلطه­ی نمادین هستند کمتر آشنا هستیم، یعنی مکانیسم­هایی که هم در سطح روابط میان افراد وجود دارند (مانند سلطه­ی مردان بر زنان) و هم در سطح روابط میان ملتها، نظیر تمام اشکال سلطه­ی زبانی، یا فرهنگی [مثل ترجمه ] ، که برخی ملتها، به بهانه­ی لیبرالیسم یا عام­گرایی، بر ملتهای دیگر تحمیل می­کنند» سامعی (ص 294)؛ البته نباید تمام آثار دیگران را رد کرد اما باید با برنامه­ریزی،  متخصصان هر رشته آثار را دقیق مطالعه کنند سپس برای ترجمه اقدام شود تا بسیاری از آثار واقعاً بی­استفاده نباشند؛ مثلاً در زمینه­ی نقد ادبی بعضی آثار ترجمه شده واقعاً مفید نیست زیرا هیچ منطق و ملاکی جز پول و شهرت برای انتخابشان نبوده است. (← پاینده؛ و حسینی، ص 119-121)

ضمناً مترجمان باید از فناوری بهره برند تا حرفه­ای شوند و به بازار محلی محدود نشوند؛ نیز با استفاده از فناوری آموزش از راه دور و تعاملهای بین­اللملی و کم­هزینه می­توان با دانشگاههای مختلف طرحهای تحقیقاتی مشترک انجام داد که دراین­صورت مطالعات تطبیقی ترجمه بنا می­شود (25Williams, and Chesterman p. →) ؛ نتیجه­ی دیگر این است که فضای نقد بازتر خواهد شد، و همگان می­فهمند اگر آثار دیگران را بیطرفانه نقد کنند آنها نیز همین کار را برایشان می­کنند که باعث پیشرفت می­شود (→ Pym 4). همچنین با ظهور فناوری­های جدید شغلهای متفاوتی ایجاد شده و مترجمان به ویرایش، گزینش و... نیز مشغول­ند و اینها باعث شده که مترجمان دیگر به شغلهای غیرمربوط مثل مسافرکشی نپردازند p.123-139)  Kiraly, →).

مسائل اجتماعی و پرورش استعدادها

«امروز در فضای کنونی اجتماعی ما سخن گفتن و داوری کردن و از سر دقت و تحلیل به نقد و ارزیابی اندیشه­ها پرداختن، کاری دشوار و فتنه­خیز شده است» سروش) ص 15). یکی از مواردی که زیربناهای نظام تفکر انتقادی را در ایران ضعیف کرده جزم­اندیشی نقابدار و بی­نقاب است. به این صورت که فرد خود را محق و دیگر را باطل می­داند، بنابراین مستبدانه در پی اصلاح افکار دیگران است؛ توری و پیم 5 پیشنهاد کرده­اند تا ترجمه­آموزان متون را با توجه به هنجارهای مختلف ترجمه کنند تا هم با قوت و ضعف آنها آشنا شوند و بتوانند بعداً که ترجمه می­کنند آگاهانه انتخاب کنند هم بفهمند هر هنجاری در چه شرایطی با هدفشان سازگار است. نیز اینکه بفهمند از هر اثر چند ترجمه­ی خوب می­توان ارائه داد که این خود مشخصاً باعث تغییر دیدگاه افراد به نقد می­شود؛

رسالت ترجمه اجبار و سرکوبی نیست یعنی نباید عاملان ترجمه مجبور باشند؛ اگر مترجم اثری را با اکراه ترجمه کند، به­حتم کیفیت کار او پایین می­آید، نیز نمی­تواند استعدادهای خود را پرورش دهد؛ متأسفانه اغلب افراد نظرات خود را در کلاسها و ... بیان نمی­کنند چرا که می­ترسند اشتباه باشد یا آنها را مسخره و سرکوب کند؛ لذا خودسرکوبی را بر دگرسرکوبی ترجیح می­دهند و بدین ترتیب فرد خوداتکاء نمی­شود و نمی­تواند در کارها تصمیم­گیری کند، چرا که پیوسته ترس داشته یا به او می­گفته­اند چه بکند و چه نکند (← بوردیو، نظریه­ی کنش). «از مشکلات ما ایرانیان این است که در حذف و تخریب همدیگر بسیار هنرمندیم و به­راحتی و بر سر مسائل کوچک روابط بیست ساله خود را قطع می­کنیم و تلاش نمی­کنیم به اجماع برسیم» سریع­القلم  )ص 41). ضمناً مترجم باید بپذیرد دیگر مترجمان همکار اویند، بنابراین اگر اثر همکار خود را با "شبه نقد" بدکیفیت جلوه دهد، دیگران نیز چنین کاری با او خواهند کرد؛ در واقع «نظام سرمایه­داری اگر صنعتی نمی­شد، تا این اندازه رشد نمی­کرد. صنعتی شدن منجر به رانده شدن معنویت به حاشیه شده است و آنچه اولویت پیدا کرده کار و تولید است. اما حسنی که نظامهای دموکراتیک دارند در این است که همواره بازبینی و خودانتقادی دارند و سعی می­کنند خود را اصلاح کنند» سریع­القلم)  ص 41). اکثر افراد باور دارند که هر کس بیشتر کار کند موفق­ترست، و هر که بهتر و کمتر کار کند را کمتر می­پذیرند و بدین ترتیب آن شخص کمتر در شکل­گیری اندیشه­ها تأثیرگذار می­شود؛ زیرا رقیبان او را حذف می­کنند؛ این موضوع به این خاطر  مطرح شد که در نظام نشر فعلی کشورمان هرچه پارتی کمتر داشته باشید و ناشناس­تر باشید، کمتر کسی (از ناشر، خواننده، حتی اهل کتاب) به آثار شما استقبال می­کند؛ ملاک برتری کمی­ست نه کیفی؛ پس هر کس وارد بازار ترجمه شود و قبلاً اثری منتشر نکرده باشد، همان برخوردها که اشاره شد با او تکرار می­شود؛ یعنی فرقی ندارد در چه زمینه­ای فعالیت شده، همین که بگویی فلان کتاب را ترجمه کرده­ام و ناشناس باشی و از آن بدتر نویسنده هم ناشناس باشد رفتارها یکی­ست؛ نویسنده در این زمینه تجربه داشته است. پس مترجم باید درباره­ی این مسائل نیز بداند تا حساب کتاب کند و بسنجد که می­تواند با چنین خوانهای هفت­گانه روبرو شود یا نه.

آموزش و پرورش

آموزش را نباید از پرورش جدا در نظر گرفت، چرا که انسان تک­ساحتی نیست و آموزش تنها به بعد مادی و علمی می­پردازد و این پرورش است که به بعد معنوی و روحی انسانها می­پردازد؛ بنابراین باید افراد بادانش، متفکر و متعهد پرورش داد نه اینکه فقط افراد را آموزش دهیم و ابعاد دیگر انسانی را نادیده بگیریم؛ واحدهای درسی رشته­ی مترجمی در این مسئله ضعف دارد، و دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی نمی­دانند که آنها هم چون معلمان، پزشکان و مهندسان باید تعهداتی داشته باشند؛

باید مترجم طوری پرورش یابد که بتواند خود (و دیگران) را بر ترجمه مسلط کند، یعنی اگرچه انسانها (بعنوان افراد منفرد) و ملتها از ترجمه بی­نیاز نبوده­اند و نخواهند بود، اما ترجمه باید تنها ابزاری برای ایجاد ارتباط و یا ابزاری برای سنجش تفکرها (در جهت نقد و کمال آنها) باشد؛ نه اینکه ترجمه بعنوان ابزار و راهی برای پر کردن خلأهای فکری باشد؛ بدین صورت است که حتّا در آینده وقتی در همه­ی مسائل تفکر ایرانی، ژاپنی، آمریکایی و ... داشته باشیم ترجمه تنها ابزاری خواهد بود تا بفهیم در فلان زمینه که "ما" چنین تفکر می­کنیم و چنین عمل می­کنیم "دیگران" چه تفکراتی دارند و چگونه عمل می­کنند؛ آن موقع 80% آثار ما ترجمه نخواهد بود؛ آن موقع مثل انگلیس، آمریکا و بعضی کشورها درصد کمی از آثارمان ترجمه خواهد بود؛

دانش مترجم

یکی از مواد آموزشی مترجمان این است که به آنها بگویند تقریباً در چه حوزه­هایی باید اطلاعات داشته باشند؛ مثلاً باید بدانند که در چه زمینه­هایی تعداد خواننده بیشتر است (مثل جن­گیری، تعبیر خواب، فالگیری) و در چه زمینه­هایی خواننده کمتر است (مثل فلسفه)؛ انواع خوانندگان را بشناسد؛ شاید اهداف خود را مطابق با یک طبقه­ یا حزب خاص اجتماعی بداند و خواسته باشد در همان راستا ترجمه کند؛ باید بداند که ترجمه آغاز تعاملی­ست و او ایجاد کنش می­کند و باید منتظر واکنش خوانندگان باشد، مثلاً بفهمد چرا، چقدر، چگونه از ترجمه او استقبال (ن)شده است؛

مقدمه­ی مترجم: راهنما

دیگر اینکه مترجم باید بداند بعضی آثار بدون مقدمه که اساس فهم مطلب است اصلاً نافهمیدنی هستند و افرادی که زبان خارجی نمی­دانند باید با راهنمایی­های مترجم به ظرایف مفهومی و گفتمانی اثر نویسنده پی ببرند؛ نبود مقدمه مخصوصاً ترجمه­ی بعضی آثار فلسفی را بی­استفاده کرده است. پس باید طوری مترجمان را پرورش داد تا بتوانند، جدا از ترجمه کردن و نظریات نویسنده، تفکر اصیل تولید کنند؛ چراکه ترجمه تفکر اصیل و تفکر "خود" نیست؛ هر چند هنگام ترجمه به زبان "خودی" می­نویسیم اما بدون اثر نویسنده ترجمه­ای نبود، گویی چراغی­ست که اگر خاموش شود دیگر هیچ جا حتی خودمان را هم نمی­توانیم ببینیم.

مترجم کنشگر یا عامل

مترجم باید بداند ترجمه­ی بعضی آثار ممکن است انسانها را گمراه کند، پس باید در انتخاب آثار برای ترجمه دقت کند؛ عادت­واره[3]  «نوعی تربیت غیرمستقیم است که باعث می­شود فضایل (یا رذایل) پذیرفته شده در یک اجتماع، به سهولت، به­صورت ملکه، بدون نیاز به تأمل و تکلف، از کنشگران اجتماعی  سربزند» بوردیو (ص16) که در پرورش مترجمان بسیار تأثیرگذار است؛ چراکه اجرای آن بصورت علمی طوریکه مترجم خودکفا و متفکر پرورش یابد و بتواند در مواقع ضروری خلاءهای انسانی را تشخیص بدهد، ایجاب می­کند تا متخصصان هر رشته عقاید، قواعد، آداب، جهت­ها، ارزشها، روشها و دیگر امور مربوط به رشته­ی خود را بشناسند تا بتوانند بعد از آزمودن نتایج تحقیقات­شان، تحقیقات خود را کامل کنند و آنها را در پرورش مترجمان استفاده کنند؛ یعنی شرایط باید طوری باشد که آنها هم که در پرورش شرکت دارند همواره در کار خود بازبینی کنند و نیز از انتقادهای دیگران بهره برند تا بتوانند مطابق با شرایط اجتماعی، علمی و ... مترجمان انسانی پرورش دهند (نه مترجمان اجتماعی)؛ برای تحقق این امر مترجم باید طوری پرورش یابد که فراملی بیندیشد و فراملی فکرو کار کند، یعنی آنچنان­که بوردیو در نقد عقل مردن بر آن تأکید کرده و لازمه­ی انسان می­داند با  علم و دانشمندان کشورهای دیگر آشنا باشد؛ یعنی فقط با توجه به محدودیتهای کشور خود ترجمه نکند و اگر تشخیص می­دهد اثری در جوامع دیگر مفید بوده ولی احتمالاً در کشورش کم استقبال می­کنند همان را ترجمه کند تا در آینده ارزش اثر شناخته شود؛ او باید با همکاران خود در کشورهای دیگر تعامل داشته باشد و نشستهایی برگزار شود تا هر بار آخرین دستاوردها در اختیار همگان قرار گیرد؛ از سوی دیگر بعضی­ها دقت در انتخاب اثر را صرفاً در اجتماع مقصد درنظر می­گیرند، حال آنکه می­دانیم بسیاری اوقات مترجمان دیگر ملل آثار ترجمه شده­ی مترجمان دیگر را ترجمه ­می­کنند؛ مثلاً در ایران خودمان بسیاری از آثار اسپانیایی، ایتالیایی، چینی و ... از زبان واسطه یعنی انگلیسی ترجمه می­شود؛ بنابراین نباید مترجم را تنها یک عامل اجتماعی که گماشته شده تا تنها بر واقعیت ضعیف جامعه خود اثر بگذارد و واقعیتی متفاوت بسازد درنظر گرفت؛مترجم هم کنشگر هست و هم نیست چراکه عاملی­ست که مأمور به انجام این کنشهاست؛ کنشگر در مفهوم بوردیو از اراده بیشتری برخوردار است ولی عامل اجتماعی متضاد آن است. بنابراین مترجم کنشگر از مترجم عامل برتر است چرا که  گماشتگی­اش کمتر است و بیشتر انسانی می­اندیشد؛ هرچند او نیز جایزالخطاست.

نتیجه­گیری

نتایج علمی وقتی معلوم می­شود برای جامعه مفید یا مضر است که در برنامه­ریزیهای آموزشی وزارت­خانه­ها اعمال شود؛ یعنی وقتی می­گویند فلان کارها باید بشود و نشود، عملاً هم اجرا شود تا نتایج آن را ببینیم و دوباره تحقیقات دیگر برای تکمیل تحقیقات قبلی انجام دهیم تا ضعفها و قوتهای خود را بیشتر و عینی­تر دریابیم؛ بدون عملی شدن نتایج تحقیق در جامعه، تحقیق چه معنایی دارد؟ باید افراد زمینه­ای برای خود مشخص بکنند و در همان مسیر، تحقیقات خود را ادامه بدهند؛ نه اینکه پراکنده و سطحی مقالات خود را در مدت کمتر یک دو ماه بنویسند؛ بوردیو نیز در کتاب درسی درباره­ی درس به این خلاء علمی در جامعه­شناسی غرب اشاره کرده، با این منظور که باید نتایج اجتماعی تحقیقات خود را در بوته­ی آزمایش و نقد بگذاریم تا اگر کارایی نداشتند آنها را تغییر دهیم وگرنه کارمان اصلاً علمی نخواهد بود؛ بلکه گردآوری مجموعه­ای از گزاره­هایی خواهد بود که فقط در کلاس درس استاد می­گوید و دیگران، بدون عمل در آینده، تنها گوش، حفظ و بعد از مدتی فراموش می­کنند. گفتار فارابی را که پیشتر اشاره کردیم به یاد بیاورید «فضیلت علم به عمل است»؛ شاید ما نیز منتظریم چون حادثه­­ی هیروشیمای ژاپن (بخاطر اشتباه یک مترجم شفاهی) برای­مان رخ دهد تا به فکر انجام کارهای علمی و اصولی بیفتیم.

 

منابع:

1-      آشوری، داریوش، زبان باز، نشر مرکز، تهران 1387.

2-      بوردیو، پیر، درباره­ی تلویزیون و سلطه­ی ژورنالیسم، ترجمه­ی ناصر فکوهی، آشیان، تهران 1387.

3-      بوردیو، پیر، نظریه­ی کنش، ترجمه­ی مرتضا مردیها، انتشارات نقش و نگار، تهران 1389.

4-      فارابی، ابونصر، اندیشه­های اهل مدینه­ی فاضله، ترجمه­ی سیدجعفر سجادی، طهوری، تهران 1361.

5-      سامعی، حسین، نقد عقل مدرن، نشر و پژوهش فرزان روز، تهران 1383.

6-      سروش، عبدالکریم، ایدئولوژی شیطانی، موسسه فرهنگی صراط ، تهران 1376.

7-      سریع­القلم، محمود، «راه دشوار دموکراسی»، بازتاب اندیشه، شماره 16، تیر 1380، ص 39-44.

8-      سلطانی، عباسعلی، «بررسی حقوق ترجمه و مترجم در فقه و حقوق موضوعه»، مطالعات اسلامی، شمارهی 75، بهار 1386، ص 77-104.

Concise Oxford English Dictionary, (2005) , Oxford.

Pym & Intercultural Studies Group (2003), Innovation and E-Learning in Translator Training, An Online Symposium, <http://www.fut.es/~apym/elearning/index.htm>.

Pym, A. (2010), Interview on current issues in Translation Studies, St Petersburg State University, Russia.

Williams, J. and Chesterman A. (2002), The Map, Manchester: St.Jerome.

منابع بیشتر:

 امامی، کریم، از پست و بلند ترجمه، نیلوفر، 1385.

بوردیو، پیر، درسی درباره­ی درس، ترجمه­ی ناصر فکوهی، نشر نی، تهران 1388.

ترجمه از نگاه رضا سيدحسينی، (1386):

>http://www.dibache.com/text.asp?id=1535&cat=7<

پاینده، حسین، بررسی کتاب نظریه های نقد ادبی معاصر (1385):

> http://bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=show&aid=38211&query=2YbZgtiv<

 حسینی، صالح، نظری به ترجمه، نیلوفر، تهران 1375.

 طباطبایی، سیدجواد، دیباچه­ای بر نظریه­ی انحطاط ایران، نشر نگاه معاصر،

تهران 1381. 

Hammersley, M. and Atkinson, P. (2007), Ethnography, New York: Routledge.

Hubscher-Davidson, S. (2007), An empirical investigation into the effects of personality on the performance of French to English student translators, [unpublished PhD thesis. University of Bath, United Kingdom].

Hubscher-Davidson, S.(2008), A Reflection on Action Research Processes in Translator Training, The Interpreter and Translator Trainer 2(1), 75-92.

Kiraly, D. (2000), A Social Constructivist Approach to Translator Education, Manchester: St. Jerome.

Pym, A. (1998), On the market as a factor in the training of translators, http://www.tinet.cat/~apym/on-line/on-line.html.

Pym, A. (2000), On the distance in distance learning, http://www.fut.es/~apym/on-line/odl.html.

Pym, A. (2010), Exploring Translation Theories, USA and Canada: Routledge.

Toury, G. (1992), “Everything Has its Price: An Alternative to Normative Conditioning in Translator Training”, Interface 6(2), pp. 60-72.

 



[1] دانشجوی کارشناسی­ارشد مطالعات مترجم و ترجمه- دانشگاه بیرجند

[2]  نویسنده اصلاً نظر مثبت یا منفی درباره­­ی او ندارد.

[3] Habitus

MOḤAMMAD ʿEZZAT PĀŠĀ,author of a Persian-Turkish dictionary and translator of Persian literary works

ʿEzzat Pāšā also translated into Turkish verse Jāmī’s Yūsof o Zolayḵā, Saʿdī’s Būstān, and Bahāʾ-al-Dīn ʿĀmelī’s Nān o ḥalwā and Nān o panīr.



You can read more at:

http://www.iranica.com/articles/ezzat-pasa

GELPKE, RUDOLF:(1928-1972), Swiss scholar, writer, and translator of Persian literature

Gelpke’s works include numerous essays on Persian culture and German translations of Persian literature, both classical and modern, notably: Neẓāmī, Haft paykar (Die sieben Geschichten der sieben Prinzessinnen, Zürich, 1959); Laylī o Majnūn (Leila und Madschnun, Zürich, 1963); Saʿdī, Golestān (Hundertundeine Geschichte aus dem Rosengarten, Zürich, 1967); Naqīb-al-Mamālek, Amīr Arsalān (Liebe und Abenteuer des Amir Arsalan ; Zürich, 1965); Persische Meistererzähler der Gegenwart (Zürich, 1961); and Neue Liebesgeschichten aus Tausendundeine Nacht (Zürich, 1969).

GLADWIN, FRANCIS, lexicographer and prolific translator of Persian literature into English

ladwin was an able translator with an elegant and precise diction. His translations were accompanied by the original Persian text. His complete translation of Saʿdi’s Golestān(The Gûlistân of Sady, 2 vols., Calcutta, 1806), written in lucid, uniform prose (no distinction being made between its poetry and prose passages), succeeds in conveying much of the rhetoric of the original. It was reprinted as The Gûlistân; or, Rose Garden (London, 1808; the Boston, 1865 edition includes an essay on Saʿdi by James Ross and a preface by Ralph Waldo Emerson). His Dissertations on the Rhetoric, Prosody and Rhyme of the Persians (Calcutta, 1801) is based on translations from Persian works including Sayfi’s ʿAruż. He also translated Jāmi’s Neṣāb-e tajnis al-loḡāt as Resemblances Linear and Verbal, a Philological Poem (2nd. ed., London, 1811). Gladwin’s translation of ʿAṭṭār’s Pand-nāma (as A Compendium of Ethics, Calcutta, 1788), which he erroneously attributed to Saʿdi, is included in his famous Persian Moonshee (Calcutta, 1795), which is itself a collection of various pieces of work, ranging from a grammar of Persian to the translation of three chapters of St. Matthew’s Gospel into Persian by William Chambers, whose Persian monši (scribe/tutor) had provided the contents of section four of part two of the book and who most probably inspired its title. The book was also meant to replace a Persian monši for would-be students of Persian. Gladwin also translated Jean Frédéric Osterwald’s Abrégé de l’histoire sainte et du catéchisme into Persian as Ostervald’s Abridgement of the History of the Bible; and Catechetical Instructions, with a Persian Translation (Calcutta, 1792).

More at:
http://www.iranica.com/articles/gladwin-francis

Eric Hermelin, Translators of Persian Literature

In this context he resumed his Persian studies and also started to learn Hebrew. Against all odds, with repeated lapses into alcoholism and deep depressions, he began a new career as an author and translator. His first publication (Uppsala, 1913) was a Swedish translation of an English work by Alexander Whyte on Jakob Böhme. In 1918 two volumes of translations from works by Böhme appeared in print, and the same year saw his first publication of a Swedish translation from Persian, the Bustan of Sa'di, possibly first encountered by him when he was preparing for his Persian examination in India some thirty years earlier. It was the first in a long series of Persian translations of classical Persian literature by his hand.

In the period 1918-43 he published no less than 23 volumes, altogether more than 8000 pages, of such translations. After the Golestan came an anthology of robaiyyat and mathnawiyyat, then Shabestari's Golshan-e raz, the Robaiyyyat of Khayyam, an abridged version of Sana'i's Hadiqat-al-haqiqa and the Anwar-e sohayli of Wa'ez Kashefi. However, the greatest achievement of Hermelin was his translation of works by Farid al-din 'Attar and Jalal-al-Din Rumi. Both Farid al-din 'Attar's Pand-nama and his Manteq al-tayr appeared in print in 1929, his Tazkerat al-awlia in four volumes in 1931-43, and the Masnawi of Jalal al-Din Rumi in six volumes in 1933-39. In between he also published translations of excerpts from the Shah-nama and the full texts of the Kalila o Demna and Nezami's Eskandar-nama.


http://www.iranica.com/articles/hermelin-axel-eric

http://en.wikipedia.org/wiki/Eric_Hermelin

سعید سعیدپور

عنوان و نام پديدآور     :     دیوان غزلیات حافظ‏‫/شرح و تفسیر غزلیات مهری رحمانی‏‫؛ترجمه متن انگلیسی سعید سعیدپور.
‏مشخصات نشر     :     تهران‏‫:البرز‏‫،۱۳۸۹.

سرشناسه     :     ش‍ام‍ل‍و، اح‍م‍د، ‏‫۱۳۰۴ - ۱۳۷۹.‏
‏عنوان و نام پديدآور     :     ۷۷ شعر از احمد شاملو/با ترجمه‌ی انگلیسی سعید سعیدپور.
‏مشخصات نشر     :     تهران: کتاب نشر نیکا‏‫، ۱۳۸۹.

عنوان و نام پديدآور     :     ایران جانی پر از بهار : به همراه ابیاتی از شاهنامه/ عکس‌های افشین بختیار؛ ترجمه انگلیسی سعید سعیدپور؛ گرافیست سعید بخشی.
‏مشخصات نشر     :     تهران: کتاب نشر نیکا‏‫، ۱۳۸۹.

عنوان و نام پديدآور     :     ایران گل‌نبشت آزادی منشور کوروش هخامنشی «کهن‌ترین بیانیه‌ی حقوق بشر»/ گزارش پارسی کاوه گوهرین؛ عکس‌ها افشین بختیار؛ ترجمه‌ی انگلیسی سعید سعیدپور؛ طراح گرافیک علی بخشی.
‏مشخصات نشر     :     تهران: کتاب نشر نیکا‏‫‏‏، ۱۳۸۹.

2010 René Wellek Prize

The the René Wellek Prize recognizes an outstanding work in the field of literary and cultural theory. The 2012 René Wellek Prize comprises books published in the triennium 2009-2011, and the award will be presented at the ACLA Annual Meeting in 2012.

Congratulations to the 2010 winner of the René Wellek Prize:

Anne-Lise François. Open Secrets: The Literature of Uncounted Experience. Stanford: Stanford UP, 2007. ()

Congratulations to the 2010 Special Mention of the René Wellek Prize:

Barbara Johnson. Persons and Things. Cambridge: Harvard UP, 2008. (CITATION)

Research Project Suggestion : Critica; Thinking

What kinds of works make progress critical thought? When are they more or less produced?

Who are the producres of these works?

Some Brief Hints to Philosophies of translation

I ask and think if the great translator Najaf Daryabandari was not born in Bushehr, near the Persian Gulf, would he ever translate the Old Man and the Sea or not? Why didn't for example Abdollah Kowsari translate the Old Man and the Sea?

گفتگوی منتشر نشده با زنده‌یاد رضا سیدحسینی

سیدحسینی: نوشته‌ی «الن سیکسوس» درباره براهنی بسیار اهمیت دارد که در مجله‌ی «بایا» همراه سخنرانی‌ها چاپ شد. «الن سیکسوس» آدم بسیار مهمی است و واقعاً از شخصیت‌های بسیار برجسته‌ی ادبیات فرانسه است. یک روز که در کانادا بودم، «رضا» تلفن کرد که از «الن سیکسوس» برای من پیامی آمده است که بفرستم ترجمه‌اش کنید. ترجمه‌اش هم بد در نیامد. این نوشته در ایران خیلی بد چاپ شد.

اخیراً عجیب‌ترین چیزی که دیدم مقاله‌ی دکتر پاینده بود. از این پسر خیلی خوشم آمد. کمی دکتر پاینده مغرور است و خوب هم در انگلیس نقد ادبی خوانده. قضیه این است که در گذشته جایی سخنرانی می‌کردم و میان سخنرانی اسم «رضا» را آوردم که دکتر پاینده آمد سراغ من، گفت: «از استاد خواستم خواهش کنم حالا این یه اسم رو بذارند کنار.» یعنی اصلاً از این آدم حرفی نزنید. بعد من ناراحت شدم و گفتم: تو کارهای براهنی را خواندی این حرف‌ها را می‌زنی یا تحت‌تأثیر جو عمومی هستی؟ که گفت: نه باید اعتراف کنم که نخوانده‌ام. گفتم: پس بخوان بعد بیا حرف بزن. حیف که مقاله‌اش در جای بدی چاپ شده است. یک مجله‌ای منتشر می‌شود در دانشگاه رشت به اسم «ادب پژوهی». مقاله‌ای نوشته‌است درباره‌ی «آزاده‌خانم» که در این مجله منتشر شده و حیرت‌آور است. یعنی «آزاده‌خانم» را یگانه اثر پست‌مدرن ایران معرفی کرده است.

انصاری: جالب است. یعنی کسی که زمانی آثار براهنی را تحت‌تأثیر جو نخوانده بوده و آن‌طور درباره‌اش قضاوت می‌کرده، حالا آمده این مقاله را نوشته است.

نه. البته شخصیت خودش هم مهم است. خوشم آمد.

سیدحسینی: بله. این برمی‌گردد به سالم بودن شخصیت آقای پاینده و فکر کنم نکته‌ی مهمی باشد برای کسانی که تحت‌تأثیر جو ناسالم فضای ادبی ایران قضاوت‌های آن‌چنانی می‌کنند....

حقیقت قضیه این است که من اول از زبان ترکیه ترجمه می‌کردم و بعد فرانسه را شروع کردم. آن زمان خیال می‌کردم که ترجمه از ترکی آسان‌تر است و بعدها که فرانسه‌ام بهتر شد، دیدم ترجمه از ترکی خیلی سخت‌تر است و اصلاً آسان نیست. دلیلش هم این است که فرانسه زبان هند و اروپایی است و با فارسی تطبیق می‌کند، ولی ترکی این‌طور نیست، چون ترکی زبان «اورال آلتایی» است و از این خانواده نیست. برای همین ترجمه از ترکی مشکل است و تو باید در زبان مبدأ از آخر جمله شروع به ترجمه کنی و برسی به اول جمله و ترکیب زبان ترکی، با ترکیب زبان فارسی بسیار متفاوت است. ترجمه‌ی فرانسه برای من خیلی راحت‌تر از ترکی است....

سیدحسینی: ترجمه حال و حوصله می‌خواهد. ترجمه زندگی را اداره نمی‌کند. منتهی بعضی‌ها که تلاش می‌کنند از راه ترجمه زندگانی کنند متأسفانه آن‌قدر کار می‌کنند که ترجمه‌های‌شان تمیز در نمی‌آید... یاد «شجالدین شفا» افتادم. شفا قمارباز بود و اغلب به پول نیاز داشت. مدام می‌نشست توی آثار جهانی خراب‌کاری می‌کرد و تندتند ترجمه می‌کرد. یک وقت دیدیم دربار پهلوی این را برد کرد مشاور فرهنگی دربار و من گفتم دربار پهلوی در عمرش اگر یک خدمت به ادبیات این مملکت کرده باشد، آن‌ این است که ادبیات ایران را از دست شفا نجات داد.


متن کامل در :

http://www.valselit.com/article.aspx?id=1621

Book Suggestion

سرشناسه : تایسن، لوئیس، ‏‫۱۹۵۰ - م.‏
Tyson, Lois
‏عنوان و نام پديدآور : نظریه‌های نقد ادبی معاصر / نویسنده لیس تايسن ؛ ترجمه‌ی مازیار حسین‌زاده، فاطمه حسینی ؛ ویراستار حسین پاینده.
‏مشخصات نشر : تهران: نگاه امروز: حكايت قلم نوين، ‏‫‏‏۱۳۸۷.
‏مشخصات ظاهری : ‏‫[ ۶۵۴ ] ‏‫‏ص.‬: جدول.
‏فروست : مجموعه‌ی نظریه و نقد ادبی؛ ۸.
‏شابک : ‏‫۱۰۰۰۰۰ ریال

سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ، گ‍ردآورن‍ده‌ و م‍ت‍رج‍م‌
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ظری‍ه‌ رم‍ان‌/ دی‍وی‍د لاج‌ ... [و دی‍گ‍ران‌]؛ ت‍رج‍م‍ه‌ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ن‍ظر، ۱۳۷۸.
‏مشخصات ظاهری : ص‌ ۲۷۰
‏شابک : ۱۲۵۰۰ری‍ال‌
‏وضعیت فهرست نویسی : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍س‍ی‌ ق‍ب‍ل‍ی

سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ۱۳۴۱ -
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ق‍د ادب‍ی‌ و دم‍وک‍راس‍ی‌: ج‍س‍ت‍اره‍ای‍ی‌ در ن‍ظری‍ه‌ و ن‍ق‍د ادب‍ی‌ ج‍دی‍د/ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌.
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌ : ن‍ی‍ل‍وف‍ر‏‫، ۱۳۸۵.‬
‏مشخصات ظاهری : ‏‫۲۸۸ص.‬: مصور.
‏شابک : ۲۸۰۰۰ریال: ‏‫‬‭‎964448309X ؛ ‏‫۴۸۰۰۰ریال‬‏‫: چاپ دوم‬‏‫: ‏‫‭978-964-448-309-7
سرشناسه : پ‍ای‍ن‍ده‌، ح‍س‍ی‍ن‌، ۱۳۴۱-
‏عنوان و نام پديدآور : ن‍ق‍د ادب‍ی‌ و م‍طال‍ع‍ات‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ : قرائتی نقادانه از آگهی ‌های تجاری در تلویزیون ایران/ ح‍س‍ی‍ن‌ پ‍ای‍ن‍ده‌.
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌ : روزن‍گ‍ار، ۱۳۸۵.
‏مشخصات ظاهری : ۳۰۹ ص‌.: م‍ص‍ور، ن‍م‍ودار.
‏فروست : مجموعه ی نظریه و نقد ادبی؛ ۶.
‏شابک : ۴۵۰۰۰ریال








سرشناسه : استوری، جان، ۱۹۵۰- م.
‏‫‬‭Storey, John
‏عنوان و نام پديدآور : مطالعات فرهنگی درباه‌ی فرهنگ عامه/جان استوری؛ ترجمه‌ی حسین پاینده.
‏مشخصات نشر : تهران: آگه‏‫‏، ۱۳۸۶.
‏مشخصات ظاهری : ‏‫‏۳۶۳ ص.: مصور.
‏شابک : ‏‫‏۳۸۰۰۰ریال

پیشنهاد اضافه یا اصلاح کردن واحدهای درسی در دانشگاهها

پیشنهاد اضافه یا اصلاح کردن واحدهای درسی مطالعات ترجمه در دانشگاهها

 

واحدهای پیشنهادی برای دوره ی کارشناسی رشته­ی عمومی ترجمه

هدف از این دوره 4 ساله آشنایی با بنیادهای لازم، ضروری و پیشرفته­ی ترجمه است که شامل آشنایی و تعهد به مسائل قبل از ترجمه­ی متن (ملاکهای انتخاب اثری برای ترجمه که یکی از مهمترین مسائل نادیده گرفته شده است و بدون تسلط و تعهد بر آنها فرد نمی­تواند به رسالت راستین مترجمی دست یابد)، هنگام آن  و بعد از ترجمه­ی متن است.

1-     فلسفه­ ی ترجمه (از واجبات همه­ ی علوم مخصوصاً کار بسيار خطیر و حساس ترجمه است که بواسطه­ ی آشنایی و تسلط بر آن شخص می­تواند به رسالت راستین مترجمی "متعهد" شود؛ همچنان که دیگر رشته­ های علوم انسانی هم ،در ایران، با فقر فلسفه­ ی علوم انسانی مواجه­ هستند، که این بخاطر ضمیر ناآگاه استادان و دانشجویان علوم انسانی است، فلسفه­ ی ترجمه نیز تقریباً نادیده مانده است.)

2-     مبانی جامعه­ شناسی 4 واحد ( 2 واحد جامعه­شناسی ایران و 2 واحد جامعه­شناسی انگلیسی زبانها)

3-     مبانی مطالعات فرهنگی 4 واحد (2 واحد مطالعات فرهنگ ایرانی و 2 واحد مطالعات فرهنگ انگلیسی)

4-     ادبیات فارسی نثر 2 واحد

5-     ادبیات فارسی نظم 2 واحد

6-     دستور زبان فارسی 2 واحد

7-     نگارش فارسی 4 واحد ( 2 واحد آشنایی با سبکهای مختلف ادب فارسی و 2 واحد تمرین نوشتن متون از انواع مختلف ) 

8-     ویرایش فارسی 2 واحد

9-     ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه

 

البته مطلوب آن است که هر چه زودتر حتّا در دوره­ی کارشناسی نیز گرایشهای مختلفی برپا شود تا افراد در زمینه­ی خاصی توانایی های لازم برای ترجمه کردن را بدست آورند نه اینکه کلی کتاب حفظ کنند و مدرکی بگیرند بی آنکه انگلیسی یا فارسی غنی داشته باشند!

ادامه دارد...

CopyRight

All of this blog texts and materials are Copyrighted by Bashirbaqi, so any kind of Abusing is highly cursed and you should refer to it in any case of using for ALL PARTS.

درخواست راهنمایی

با سلام خدمت دوستان

تقاضا دارم اگر سراغ دارید محققی یا بهرحال فردی درباره ی مترجمی چه داخلی چه خارجی تحقیق کرده و نوشته است بنده را مطلع سازید.

بسیار ممنونم.

اولین همایش ملی نقد و نظریه ادبی

به منظور گسترش، فهم و ارزيابی انتقادی مباحث نظريه

و نقد ادبي، نخستين همايش ملی نقد و نظرية ادبی در

ايران در نيمة اول اسفندماه 1389 با حضور صاحبنظران،

منتقدان و اعضاي انجمن نقدادبی ايران از سراسر کشور در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار می شود. از منتقدان ادبی، استادان، دانشجويان و صاحب نظران دعوت مي شود با ار سال مقاله و شرکت عالمانة خود بر غناي علمي اين همايش بيفزايند.

تاريخ برگزاري همايش: نيمة اول اسفند 1389

تاريخ ارسال خلاصه مقاله: تا آخر شهريور ماه  1389

تمدید شد

تاريخ ارسال اصل مقاله: تا 15 آذر 1389

اهداف
1. بررسی وضعيت نقد و نظرية ادبی در زبان فارسی؛
2. بررسی و تحليل نظريه های ادبی؛
3. برر سی راهکارهای بومي سازي نظريه ها و رو شهای نقد
ادبي؛
4. بررسی راهکارهای فراهم آورن زيرساخت هاي تفکر
انتقادی در حوزة نظريه و نقد ادبي؛
5. زمينه سازی برای ارتباط نقد دانشگاهی و غير آکادميك؛
6. بررسی زمينه های گسترش نقدادبی در مطالعات ميان رشته ای؛
7. برر سی و ضعيت نهاد های حامی نظر يه و نقد ادبی
(مطبوعات، دانشگاهها، انجمن ها، مؤسسات).
محورهای همايش :
الف) مباحث نظری و انتقادی
1. نظريه، نقد ادبی و علوم انسانی، رويکردهای ميان
رشتهای (فلسفه، زبان شناسی، روان شناسی،
جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی و …)؛
2. تفکر انتقادی و مطالعات ادبی؛
3. شيوه های نظريه پردازی در ادبيات؛
4. روش شناسی در نظريه و نقد ادبی؛
5. رويکردها و مکاتب نقد و نظرية ادبی؛
6. اصطلاح شناسی نقد ادبی؛
7. نقد ادبی و دانشهای ادبی (بلاغت، انواع ادبی،
تاريخ ادبيات، سبک شناسی و …)؛
8. جايگاه سنت ادبی در نظريه های ادبی نوين؛
9. ماهيت ذوق ادبی و نقش آن در مطالعات ادبی؛
10 . ترجمة ادبی از منظر نقد و نظرية ادبی.

بنا بر اين گزارش،منتقدان ادبي، استادان، دانشجويان و صاحب‌نظران تا اول شهريورماه سال جاري براي ارسال خلاصه مقاله‌هاي خود فرصت دارند و آخرين مهلت ارسال اصل مقالات تا 15 آذر ماه سال جاري اعلام شده است كه مي‌توانند آثار خود را به نشاني الكترونيكي **irancriticis@gmail.com**ارسال كنند.

 برای اطلاع بیشتر به سایت دانشگاه فردوسی:

www.um.ac.ir

یا

وبگاه انجمن علمي نقد ادبي ايران به نشاني مراجعه کنید:

www.iaalc.com

 

All Nobel Laureates in Literature

All Nobel Laureates in Literature

The Nobel Prize in Literature has been awarded 102 times to 106 Nobel Laureates between 1901 and 2009. Click on each name to see the Nobel Laureate's page.

Jump down to: | 1980 | 1960 | 1940 | 1920 | 1901 |

از سایت http://nobelprize.org

ارجاع به مطالب با ذکر نام مأخذ بلامانع است.