چیزی که ذهن مرا بسیار بخود مشغول داشته تفاوت جریان ترجمه در قرون اولیه بعد از اسلام با ترجمه در سه دهه اخیر است.
چگونه ترجمه موجب چنان جهشی در علوم انسانی و طبیعی آن روزگار در میان مسلمانان شد. و چرا جریان ترجمه امروز چنین فرهنگ ما را به انفعال و واخوردگی سوق می دهد؟
برای نمونه توجه شما را به کتاب الامتاع و الموانسه ابوحیان توحیدی جلب می کنم که میان ابی بشر متی مترجم آثار یونانی با ابوسعید سیرافی نحوی بزرگ مسلمان درگرفت. در آن شب در بغداد یک نحوی نقش ترجمه و مترجمان در آن روزگار را سخت به نقد کشید و چنان دیدگاههایی بود که جامعه را به تدمل در ترجمه وا می داشت.